بنام خدا
میلادامام رضاعلیه السلام برامام زمان عج وهمه شماعاشقان امامت وولایت مبارک باد
گلچین اشعارویژه آن امام عزیزراتقدیم حضورتان می نمایم:

ر خنای دیا ضامن آهو!
در بند هواییم، یا ضامن آهو!
در فتنه رهاییم، یا ضامن آهو!
بی تاب و شکیبیم، تنها و غریبیم
بی سقف و سراییم، یا ضامن آهو!
عریانی پاییز، خاموشی پرهیز
بی برگ و نواییم، یا ضامن آهو!
سرگشتهتر از عمر، برگشتهتر از بخت
جویای وفاییم، یا ضامن آهو!
آلودهی بدنام، فرسودهی ایام
با خود به جفاییم، یا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
این گونه که ماییم، یا ضامن آهو!
پوچیم و کم از هیچ، هیچیم و کم از پوچ
جز نام نشاییم، یا ضامن آهو!
ننگینی نامیم، سنگینی ننگیم
در رنج و عناییم، یا ضامن آهو!
بی رد و نشانیم، از دیده نهانیم
امواج صداییم، یا ضامن آهو!
صید شب و روزیم، پابند هنوزیم
در چنگ فناییم، یا ضامن آهو!
چندی است به تشویش، با چیستی خویش
در چون و چراییم، یا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموشتر از کوه
فریاد رساییم، یا ضامن آهو!
مجبور مخیّر، ابداع مکرر
تقدیر قضاییم، یا ضامن آهو!
افتاده به عصیان، تن داده به کفران
آلودهرداییم، یا ضامن آهو!
حیران شدهی رنج، طوفانزدهی درد
دریای بکاییم، یا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناییم
بنگر به کجاییم، یا ضامن آهو!
با رنج پیاپی، در معرکهی ری
بی قدر و بهاییم، یا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناییم، یا ضامن آهو!
در غربت یمگان، در محبس شروان
زنجیر به پاییم، یا ضامن آهو!
رانده ز نیستان، مانده ز میستان
تا از تو جداییم، یا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباییم، یا ضامن آهو!
دلخسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماییم، یا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، یک شب به تمنا
نزد تو بیاییم، یا ضامن آهو!
در صحن و سرایت، ایوان طلایت
بالی بگشاییم، یا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ایمن ز بلاییم، یا ضامن آهو!
چشم از تو نگیریم، جز تو نپذیریم
اصرار گداییم، یا ضامن آهو!
در حسرت کویت، با حیرت رویت
آیینهلقاییم، یا ضامن آهو!
مشتاق زیارت، تا جبههی طاعت
بر خاک تو ساییم، یا ضامن آهو!
گو هر چه نباید، گو هر چه بباید
در کوی رضاییم، یا ضامن آهو!
آیا بپذیری، ما را بپذیری؟
در خوف و رجاییم، یا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسلیم شماییم، یا ضامن آهو!
فریادرسی تو، عیسینفسی تو
محتاج شفاییم، یا ضامن آهو!
هر چند گنهکار، هر قدر سیهکار
بی رنگ و ریاییم، یا ضامن آهو!
ما بندهی درگاه، در پیش تو، اما
در عشق خداییم، یا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاییم، یا ضامن آهو!
ای چشمهی خورشید، مهر تو درخشید
در عین بقاییم، یا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فریادگرشوق
آوای دراییم، یا ضامن آهو!
همخانهی شبگیر، همسایه تأثیر
پرواز دعاییم، یا ضامن آهو!
همراز به خورشید، دمساز به ناهید
در شور و نواییم، یا ضامن آهو!
همصحبت صبحیم، همسوی نسیمیم
همدوش صباییم، یا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گویای ثناییم، یا ضامن آهو!
سوگند الستیم، پیمان نشکستیم
در عهد «بلی»ییم، یا ضامن آهو!
یار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاییم، یا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکین غناییم، یا ضامن آهو!
از فقر سرودیم، یا فخر نمودیم
فخر فقراییم، یا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جویای هداییم، یا ضامن آهو!
هنگامهی وهم آن، کجراههی فهم این
ما اهل ولاییم، یا ضامن آهو!
از گوهر پاکیم، از کوثر صافیم
فرزند نیاییم، یا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداییم ، یا ضامن آهو!
ایمان به تو داریم، یونان بگذاریم
تشریکزداییم، یا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسلهی نور
با حکمت و راییم، یا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماییم، یا ضامن آهو!
تا صور قیامت، با شور ندامت
شایان جزاییم، یا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهیمان داد
کز تو بسراییم، یا ضامن آهو!
این بخت سهیل است، کش سوی تو میل است
در نور و ضیاییم، یا ضامن آهو!
زین نظم بدایع، وین اختر طالع
اقبالهماییم، یا ضامن آهو!
کوچههای خراسان
آشناى غریبان
سؤال همیشه
گلدسته ات
کهکشانى است
که سیاهى شهر را تکذیب مى کند
پیرامون تو همه چیز بوى ملکوت مى دهد:
کاشى هاى ایوانت
و این سؤال همیشه
که چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى کوچک خلاصه کرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهایى که پیش پاى تو باز مى شوند...
نگاه آهو
آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را
دامنى اشک
غریب آشنا
زائر همیشه
طواف گنبد
هر شب در خیال خویش
ضریحت را
با آب دیدگانم غبارروبى مى کنم
و با نسیم
کبوتران ضریحت را
در دیدگانم
مجسم مى کنم
و بر گنبد طلایى ضریح تو
طواف مى گذارم
چشم هایم شیدا
براى یک لحظه
یک ثانیه
حضور صمیمى ات را
در ضریح ترسیم مى کند
و من
بى قرار مثل یک قطره حباب
رنگین ترین رؤیا و مجنون ترین مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخیل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
یا غریب الغربا!
حکایت هاى خسته جانم را بازگو مى کنم
و کبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خویش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
* * *
عشق بى نهایت
دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى رضا!
مى آیم به سوى تو
تو اى عشق بى نهایت!
و تو
عاشقانه عقده هاى دلم را مرحمى مى شوى
و هاى هاى اشکهایم
به زیارت تو
از دیدگانم جارى مى شود
اى ملکه دلهاى خسته!
تو جام مرا پر از شراب معنویت مى سازى
و من
عاشقانه نامت را فریاد مى زنم:
اى امام هشتمین!
اى ضامن آهوان رمیده!
تو معیار سنجش صداقت هستى
تو آسمان زلال دلها هستى
* * *
عشق،
پنجره فولادت را معنا مى کند
و دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى ضریح سراسر نور!
با دلى آکنده از صداقتهاى تو
با جامى تهى از عشق
و چشمانى بر گل نشسته
به سوى تو مى آیم
و پرندگان حرمت
عروجت را معنا مى کنند
و عاشقانه دانه از لانه نور برمى چینند
و تو را مى ستایند
اى بزرگ ترین واژه کلام!
تو عروج آسمانى کرده اى
و تمامى زائران ضریحت را
به سوگ عشق نشانده اى
که همه سینه ها و همه جانها
تو را مى طلبد
اى غریب الغربا!
آرزوهاى من
رؤیاى آسمانى
شبى تنها
میان این همه رؤیا
تو را دیدم...
تو را با قامتى زیبا
میان دشتى از گلها
کنارت بحر آبى رنگ
و دستانت پر از گلبوته هاى نور
پر از گلبرگ یاس و سوسن و مریم
و من سر تا به پا حیرت
دلم سنگین از این غمها
از این دنیا
که ناگه
آهویى رعنا
در آغوش تو شد آرام
صدایى از دل دریا
چنین مى خواند:
به قربان پناه گرمت اى مولا!
تمام صورتم را اشک ها پر کرده بود، آرى
چنین رؤیا مرا واداشت
که بنویسم:
به قربان پناه گرم تو آقا!
دعاى نور
من در ویرانه هاى شهر
قاب عکسى را پیدا کردم
که پر از شفافیت نور مى درخشید
و گنبد طلایى آن
آشیانه کبوتران سپید بود
که از لانه نور دانه مى چیدند
من در حیرت عکس
شگرف گریستم
یک لحظه بى قرار فریاد برآوردم:
الهى !
چه مکانى است بزرگ، وسیع
به وسعت بیکرانه ها
که عقل را حیران مى کند
و بى قرار به جست و جوى
آهوان عاشق بودم
یک لحظه
باران سکوتم را شکست
و من،
عاشقانه
به وسعت ابرها
گریستم
و اشک،
چون الماسى گرانبها
بر قاب عکس ضریح
فرو ریخت
و من
به نورانیت ضریح
به حجم بیکرانه ها
نگریستم
و زیر لب دعاى نور را
زمزمه کردم
و به بزرگى عشق پناه بردم
رخساره ام گلگون گشت
و من
همدم رازهاى پنهانى ام را
در سکوت تنهایى ام
پیدا کردم
و قصه غصه هایم را
بر سینه خوان نعمتش
فرو ریختم
و سبکبال
بر بلنداى ضریح او
عاشقانه
اوج گرفتم
تا شاید
کوله بار گناهم را در خاکى خاک
فرو نهم
تا شاید امام
دلم را پر از استجابت دعاهایم گرداند
یا معین الضعفا!
یا ضامن آهوان!
مرا دریاب
به خاطر چشمهاى بارانى ام
و قلب شکست خورده ام در توفان
مرا دریاب
بر بلنداى اوج قاب عکس ضریحت
مرا سیر ده
تا پر از استجابت دعاهایم شوم
بوى عطر عشق
فیروزه ناب
... وچشمانت
فیروزه ناب
چشمه هاى سبز
چونان کبوتران سبزینه پوش گنبد طلا
که پرواز مى کنند،
و چشم و نگاه تو را
به پنجره فولاد
گره مى زنند
... و دستانت
در نشیب و فراز نیاز
نذر مى کنند
راز عطشناک چشمهایت
مى شکفند،
تو باران مى شوى
آیینه هاى حرم
تو را تکرار مى کنند
و تو
به پاى بوسى عشق مى روى
آن جا که
نیلوفران قد کشیده اند
و برگ هاشان دست مناجات است
تو سیلى از تمنا مى شوى
تو زیبا
توعذرا
مى شوى
و ادراک ایمان را حس مى کنى
اینک از آن همه سجاده و نیاز
به بار نشسته اى
گل و ریحان در وجودت
جوانه دارند
و ترنم آرزوهایت
قشنگ ترین آوازهاست
خنیاگر آفتاب ضریح
سینه به سینه
به لحظه هاى گرد گرفته شهرمان
که اشتیاق صیدشان را
در خود مى پرورانیم
ما با وسیع ترین لحظه هاى سبز خویش
در پشت ابتدایى که نیستیم
در حضور آفتاب گنبد شما
به سان کوه
قطره قطره
جویبار مى شویم
ما
قد سوخته ترین
هیچ یک باغچه هستیم
و دست تبرکى از ما
به دیدار سبز شما مصلوب مى ماند
مولاى ما!
خنیاگر آفتاب ضریح شماییم
و به تبرک دیوار باغتان، بوسه مى زنیم
آخر، ما
پلک باغچه مان را
به باغ آفتاب نگشودیم
غریب ما!
اما
شما، غریب نیستید
عریب ماییم
که روشنایى پنجره هامان را
روشنایى مى طلبیم
* * *
ماندگارترین یاد
چنان آبشار فضایل تو رفیع است
که هر چه سر به فراتر فراز آورم
دیدگانم در نظاره ارتفاع تو
باز مى ماند!
تو برترینى ، بلندترینى
تو ماندگارترین یاد روزگارانى
تو سایه سار نخل محبت
تو چشمه زار تمامى خوبى
تو را چه واژه اى درخور است و بایسته؟
کلام در ستایش تو عقیم است
و نیز کتابى که بخواهد از تو بگوید، سترون!
تو سبزى ، تو سروى
صنوبرى ، شمشادى
تو اصل و مایه نورى
تو آن خورشیدى
که آسمان از تو نور به وام مى گیرد
و زمین را تو خلعت فروغ مى بخشى
اى آفتاب!
این راز را چه کسى مى داند؟
آهوى از بند رسته
بهترین انتخاب
حدیث عشق تو
بارش مهر
رواق زرنگار
جوشش دعا
وقت زیارت
رقص قشنگ نور
امشب چه دیدنى است
آواز شاد باد
امشب شنیدنى است
عید است و عطر گل
پیچیده در هوا
بوى خوش گلاب
پر کرده سینه را
گلبوته هاى شمع
روییده هر کجا
مى ریزد اشک شوق
یک غنچه بى صدا
گلدسته ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فریاد (یا رضا) ست
وقت زیارت است
پر مى کشد دلم
همراه کفتران
من مى روم حرم
چلچراغ مشهد
چون طلا
گشته رخشان ز دور
مثل رود
پر ز خنده هاى نور
گنبد رضا
چون نگین
بر فراز آسمان
مثل گل
توى باغ این جهان
خوب و بهترین
گشته ام
راهوار خاک او
تا رسم
بر ضریح پاک او
بوسه اى زنم
مى تپد
قلب من به سینه ام
چون رسم
دل ز غصه ها و غم
پاک مى شود
اى رضا!
اى رضایت خدا!
لطف تو از عنایت خدا
خوب و آشنا
اى امام!
اى امام هشتمین!
پیشوا!
اى تو مهربانترین
بر تو صد سلام
گنبدت
چلچراغ مشهد است
زایرت مى برد به روى دست
خاک مرقدت
بوى زیارت
غرق دعا
غرق نور است و طلا
گنبد زرد رضا
بوى گل، بوى گلاب
مى رسد از همه جا
مثل یک خورشید است
مى درخشد از دور
شده از این خورشید
شهر مشهد پر نور
چشمها خیره به او
قلبها غرق دعاست
بر لب پیر و جوان
یا رضا رضا رضا ست
اى خدا کاش که من
یک کبوتر بودم
روى این گنبد زرد
شاد مى آسودم
مى زدم بال و پرى
دور تا دور حرم
از دلم ره مى زد
ماتم و غصه و غم
محرم همگان
بوى رضا
ضریح خورشید
آبى آرام
نگاه آهو
آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را
دامنى اشک
غریب آشنا
داستان سبز التماس
از تبار نور
اي وطن اي مادر تاريخ ساز
,
به یادهمه شهیدان وطنم
اي وطن اي مادر تاريخ ساز
اي مرا بر خاک تو روي نياز
,
اي کوير تو بهشت جان من
عشق جاويدان من ايران من
,
اي ز تو هستي گرفته ريشه ام
نيست جز انديشه ات انديشه ام
,
آرشي داري به تير انداختن
دست بهرامي به شير انداختن
,
کاوه آهنگري ضحاک کش
پتک دشمن افکني ناپاک کش
,
رخشي و رستم بر او پا در رکاب
تا نبيند دشمنت هرگز به خواب
,
مرزداران دليرت جان به کف
سرفرازن سپاهت صف به صف
,
خون به دل کردند دشت و نهر را
بازگرداندند خرمشهر را
,
اي وطن اي مادر ايران من
مادر اجداد و فرزندان من
,
خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
,
اي دريغ از تو که ويران بينمت
بيشه را خالي ز شيران بينمت
,
خاک تو گر نيست جان من مباد
زنده در اين بوم و بر يک تن مباد
,
وطن يعني همه آب و همه خاک
وطن يعني همه عشق و همه پاک
,
به گاه شير خواري گاهواره
به دور درد پيري عين چاره
,
وطن يعني پدر مادر نياکان
به خون و خاک بستن عهد و پيمان
,
وطن يعني هويت اصل ريشه
سرآغاز ,و سرانجام و همیشه
,
ستيغ و صخره و دريا و هامون
,ارس ,زاینده رود اروند کارون
,
وطن يعني سراي ترک تا پارس
وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
,
وطن يعني دو دست از جان کشيدن
به تنگستان و دشتستان رسیدن
,
زمين شستن ز استبداد و از کين
به خون گرم در گرمابه فین ,
,
وطن يعني اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن
,
وطن يعني هدف يعني شهامت
وطن يعني ,شرف یعنی شهادت
,
وطن يعني گذشته حال فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
,
وطن يعني چه آباد و چه ويران
وطن يعني همین جا یعنی ایران
,
وطن يعني رهايي ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون
,
,وطن يعني زبان حال سیمرغ
حدیث جان زال و بال سیمرغ
,
سپاه جان به خوزستان کشيدن
شهادت را به جان ارزان خریدن
,
نماز خون به خونين شهر خواندن
,مهاجم را ز خرمشهر راندن
,
وطن يعني اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن ,
,
,وطن يعني هدف يعني شهامت
وطن يعني ,شرف یعنی شهادت
,
,
وطن يعني گذشته حال فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
,
وطن يعني چه آباد و چه ويران
وطن يعني همین جا یعنی ایـران
,
,

بنام خدا
سلام برمهدی فاطمه عج

دل تنگی ام بهانه این عاشقانه هاست
*******
درنامه ای که بازبرایت نوشته ام
ازسیرتاپیازبرایت نوشته ام
دلتنگی ام بهانه این عاشقانه هاست
من ازسرنیازبرایت نوشته ام
این نامه هم دوباره پرازنقطه چین شده است.
چون بازبان رازبرایت نوشته ام
رفتم سرقرارُدوباره نیامدی
این رابه اعتراض برایت نوشته ام
شب مدتی است روی تن شهرمانده است
ازاین شب درازبرایت نوشته ام
می سوزم ازدرون وکسی بونمی برد
چون گفته ای بسازبرایت نوشته ام
نامه به (السلام علیکم )رسیده است
ازاول نمازبرایت نوشته ام
***
ازچاله درمی آیدودرچاه می رود
این نامه ای که بازبرایت نوشته ام....
بنام خدا
سلام برمهدی فاطمه عج
هفته دفاع مقدس بر دلاور مردان جان بر کف رزمنده و
تمامی پاسداران حرمت خون شهدا و ارواح طیبه ی
شهدا
تبریک و تهنیت باد.شعری زیبا برای آسمان مردان خاکی پوش
دلم تنــگ شهيـدان اسـت امشب
كه همرنگ شهيدان است امشب
من از خـون شهيـــدان شـرم دارم
كه خلقي را به خود سرگـرم دارم
زمن پـرسيــد فــرزنـد شهيـــــــدي
كــه بــابــاي شهيــدم را نـديــدي
به من مي گفت مادر او جوان بود
دليــر و جنگجـــوي و پـرتـوان بـــود
نميدانم چه سوداي به سر داشت
به دوشش كوله باري از سفر داشت
قــدم در كـوچـه بـاغ عشق مي
به جان خويش داغ عشق مي زد
بنام خالق یکتای بی همتا
سلام برمهدی فاطمه عج

نیا گل نرگس، جهان كه جای تو نیست![]()
دوصد ترانه به لبها ، یكی برای تو نیست
نیا گل نرگس ، تو را به خاك بقیع ![]()
كه شهر ما نه ، مهیای گام های تو نیست
نیا گل نرگس ، نـیـا به دعـوت ما ![]()
هـزار نـامـه كـوفی ، یكـی بـرای تو نیست
نیا گل نرگس ، ز رنجمان تو مكاه ![]()
كسی ز خلق و خلایق فدای راه تو نیست
نیا گل نرگس ، بـدان و آگه بـاش ![]()
كه جـای سـجده گه ما هنوز مال تو نیست
نیا گل نرگس ، به مادرت زهراء (س) ![]()
كسی برای شهادت به كربلای تو نیست
نیا گل نرگس ، سـقیفه هـا برپاست![]()
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس ، فـدا شـوی مولا![]()
برای عـصر عجیبی كه خـواستار تو نیست
نیا گل نرگس كه چون علی (ع) تنها ![]()
به صبح فجر ظهورت كسی كنار تو نیست
نیا گل نرگس ، به جان تشنه عشق![]()
دعا دعای ظهور است ، ولی برای تو نیست![]()
نیا گل نرگس به مجـلس نـدبـه ![]()
كه نـدبـه نـدبـه خـرقـه اسـت و پایگاه تو نیست![]()
نیا گل نرگس ، دعـای عـهد كجاست؟![]()
نه! این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
نیا گل نرگس ، كه حرف من «میعاد»![]()
فقط بیان سرابی است كه انتظار تو نیست![]()







بنام خدا
حلول ماه مبارك رمضان ماه ضيافت الهي ،ماه نيايشهاي نيلوفرانه ي دعا
رابه شماميهمانان خداوندتبريك عرض مي نمايم.
مستعدّ سفر شهر خدا كرد مرا
از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا
نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
يله از سلسله ديو دعا كرد مرا
فيض روحالقدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا
من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا
در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا
دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا
زين دعاهاست كه با اين همه بيبرگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا
هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا
بنام خدا
میلاد مسعودحضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف
برآقاامام زمان عج وهمه چشم انتظاران حضرتش مبارک باد.

مرا از جمعه ها آغاز کن از شنبه بیزارم
که از حس غریب و مبهم آدینه سرشارم
من از تعطیل چشمان شما- نه- برنمی گردم
خدا هم خواسته، پس من کی ام تا دست بردارم
و اعجاز شما در جمکران معراج شعری شد
که بعد قله اش هرگز نخواهد شد پدیدارم
غروب و انتظار و پنجره شد مال من آقا
کمی تعجیل کن آشفته از این جمعه بازارم
به شوقت چشمهای خسته را تا عشق آوردم
از اینجا می رسی؟ باشد، بگو تا چند بشمارم
گلاب و عطر و خاک و ضجه ضجه آیه قرآن
و نرگس در مسیر خالی پروانه می کارم
برایم هفته از دیدار تو آغاز می گردد
مرا از جمعه ها آغاز کن از شنبه بیزارم
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
السلام علیک یارسول الله

مبعث پیامبرگرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمدمصطفی (ص)
برآقاامام زمان عج ،مقام معظم رهبری،ریاست محترم جمهوری،مسئولان کشوری
ولشکری ،
ملت ایران وهمه محبان رسول الله
وخاندان مطهرش وشمادوستان عزیزمبارک باد.
يا خير خلق الله
يا تئجي رسل الله
عليک ازکي الصلوات
يا رسول الله
اي بهترين افريدگان خدا
اي برگزيده پيام اوران الهي
اي رسول خدا
بر تو درود وسلام باد
This man is my hero
محمد رسول خدا قهرمان من است
For he’s the light of guidance
چون نورخدا براي هدايت بشراست
And he should be yours too
بايد قهرمان شما(اي مسلمانان) براي هميشه باشد
يا خير خلق الله
يا تئجي رسل الله
عليک ازکي الصلوات
يا رسول الله
He’s our teacher and our prophet
معلم و پيامبر ماست
He’s our leader and our guide
رهبر و راهنماي ماست
He’s the only one to follow
و تنها بايد از او پيروي کنيم
So we can attain paradise
تابتوانيم به بهشت رويم
This man is my hero
محمد رسول خدا قهرمان من است
For he’s the light of guidance
چون نورخدا براي هدايت بشراست
And he should be yours too
بايد قهرمان شما(اي مسلمانان) براي هميشه باشد
يا خير خلق الله
يا تئجي رسل الله
عليک ازکي الصلوات
يا رسول الله
We must aim to be like him
ارزوي و هدف ما باشد که مانند او باشيم
We should hold our heads up high
سرهايمان را با افتخار بالا نگه مي داريم
Where’s our prid and where’s our strength
جايي که غرور ما و قوت ما
Where’s our love and where’s our light
عشق ما و نور دلهاي ما(محمد ) وجود دارد
This man is my hero
محمد رسول خدا قهرمان من است
For he’s the light of guidance
چون نورخدا براي هدايت بشر است
And he should be yours too
بايد قهرمان شما(اي مسلمانان) براي هميشه باشد
شعر وخواننده:حمزه رابرتسون
بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِِییل واژه ی بهتر نداشته است
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است
***
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
ولاترکنواالی الذین ظلموافتمسکم النار(سوره مبارک هودآیه 113)
و(شمامومنان)هرگزنباید باظالمان دوست وهمدست باشید که
آتش آنهاشماراهم خواهدگرفت.

يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر(حجتالاسلام جواد محمدزماني )، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است.باهم مي خوانيم
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!

اين مطلب راهم به نقل ازمرصادبخوانيد
مقالهاي با عنوان «مستندات علمي دستکاري در آراء انتخابات دهمين دوره انتخابات» در پايگاههاي متعدد اينترنتي مرا بر آن داشت تا محاسبات ادعايي در آن مقاله را بررسي كنم كه نتيجه اين امر چيزي جز رد آن مقاله و اطمينان از نتايج انتخابات نبود. قسمتهاي اصلي آن مقاله (محاسبه ميزان خطا وانحراف) كاملا اشتباه بود و تعمداً از مقادير نرمال نشده استفاده شده بود و نتيجه ديگري را به خواننده القا ميكرد! حرف آخر:خدايادراين ليلة الرغائب آرزوي ماهارابرآورده كن وظهورمولايمان رابرسان


.jpg)