تبليغاتX
به شمیم گل نرگس خوش آمدید شمیم گل نرگس
شمیم گل نرگس
تقديم به قطب عالم امكان حضرت ولي عصر(عج) و شيفتگان حضرتش.وبلاگ شمیم گل نرگس به ياد مولابروز مي شود
بسم الله

السلام علیک یا ابوفاضل

شب نهم:
       برادر
          بی برادر

در حريم باب الحوائج (عليه السلام)
يا عباس (ع)! آقا جانم!
يا باب الحوائج! يا كاشف الكرب عن وجهِ الْحُسَينِ، اكشفْ كربي بحقِّ اخيكَ الْحُسَينِ.
شب تاسوعا است. شب باب الحوائج عباس (ع) است.
امشب شب بزرگي است. امشب ارمني‌ها از حضرت حاجت مي‌گيرند.
بيچاره آن كسي است كه در مجلس او حاجتش را نگيرد، يا مريضش شفا پيدا نكند و مريضيش خوب نشود و ...

قمر بني‌هاشم (ع)
از زماني كه به دنيا آمده است. ام‌البنين (س) قنداقه‌اش را پيش عزيزانش آورد.
اميرالمؤمنين (ع) اسم او را «عباس» ناميد. (در ايّام كودكي، امام (ع) بسيار دست‌هاي عباس (ع) را مي‌بوسيد و ...)
ام‌البنين (حضرت زينب (س) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و همه اهل خانه به گريه افتادند.

قربان آن خال هاشمي تو.
آن‌قدر آقا زيبا بود كه از فرط زيبايي به قمر بني‌هاشم مشهور شد.

اذن ميدان
بعد از آن‌كه همه‌ي بني‌هاشم (روز عاشورا) به درجه‌ي رفيع شهادت نايل شدند. آمد مقابل ابي‌عبدالله (ع) با ادب و احترام ... عرض كرد:
آقا جان! مولاي من! سيّدي! اجازه بده تا به ميدان بروم و جانم را فدايت كنم و ...
تا اين جمله را گفت، كَأَنّه بُغض امام تركيد و شروع به گريه كردن نمود. (با صداي بلند گريه كرد) فرمود:
عباسم! تو علمدار مني، تو مير و سالار مني، تو اميد و پشت و پناه مني، تو اميد خيمه‌هاي مني، بنَفْسيِ اَنْتَ، اَنْتَ صاحِب لوايي.
عرض كرد:
آقا جان! سينه‌ام تنگي مي‌كند و ...

ذكر مصيبت ابوالفضل (ع)
راوي مي‌گويد:
ابي عبدالله (ع) در بين نخلستان پياده شد، شيئي را برداشت، به چشم‌هايش ماليد و بوسيد.
جلو رفتم ديدم، دست‌هاي عباس (ع) در بغل ابي‌عبدالله (ع) است و ...
راوي مي‌گويد:
ديدم كه ابي‌عبدالله (ع) از آن‌جا تا نهر علقمه پياده رفته و به كنار بدن و جسم پاره‌پاره‌ي عباس (ع) رسيد.
فرمود: أَلْانَ اِنْكَسَر ظَهْرِي و ...
همين كه به سمت خيمه‌ها آمد، با خواهرش ملاقات كرده است.
خواهر صدا زد داداش!
ز ميدان آمدي پشتت خميده
بگو به زينبت رنگت پريده
دادش جانم!
چرا دست بر كمر گرفتي (و اين چه حالي است كه من تو را مي‌بينم!! و ...)
فرمود: زينب جان! به خدا عباسم را كشتند.
(شايد فرمود كه): برو به اهل خيام بگو، لباس‌هاي اسيري‌شان را بپوشند و آماده اسارت باشند.
 

 
حضرت‌ اباالفضل العباس‌‌‌ عليه السلام
 
 وعده‌اي‌ داده‌اي‌ و راهي‌ دريا شده‌اي
‌ خوش‌ به‌ حال‌ لب‌ اصغر كه‌ تو سقا شده‌اي‌

آب‌ از هيبت‌ عباسي‌ تو مي‌لرزد
بي‌ عصا آمده‌اي‌ حضرت‌ موسي‌ شده‌اي‌

بي‌ سجود آمده‌اي‌ يا كه‌ عمودت‌ زده‌اند
يا خجالت‌ زده‌اي‌ وه‌ كه‌ چه‌ زيبا شده‌اي‌

يا اخا گفتي‌ و ناگه‌ كمرم‌ درد گرفت
‌ كمر خم‌ شده‌ را غرِ تماشا شده‌اي‌

منم‌ و داغ‌ تو و اين‌ كمر بشكسته‌
توئي‌ و ضربه‌اي‌ و فرِ ز هم‌ وا شده‌اي‌

سعي‌ بسيار مكن‌ تا كه‌ ز جا برخيزي‌
كمي‌ هم‌ فكر خودت‌ باش‌ ببين‌ تا شده‌اي‌

مانده‌ام‌ با تن‌ پاشيده‌ات‌ آخر چه‌ كنم‌؟
اي‌ علمدار حرم‌ مثل‌ معما شده‌اي‌

مادرت‌ آمده‌ يا مادر من‌ آمده‌ است‌
 با چنين‌ حال‌ به‌ پاي‌ چه‌ كسي‌ پا شده‌اي‌

تو و آن‌ قد رشيدي‌ كه‌ پر از طوبي‌ بود
 در شگفتم‌ كه‌ در اين‌ قبر چرا جا شده‌اي‌
 
 
*****
 
حضرت‌ اباالفضل العباس‌‌‌ عليه السلام (2)

‌در جواني‌ غم‌ تو پير مناجاتم‌ كرد
مادرت‌ فاطمه‌ در سجده‌ ملاقاتم‌ كرد

دست‌ دادم‌ كه‌ كسي‌ جز تو كرم‌ ننمايد
 ليك‌ دست‌ كرمت‌ قبلة‌ حاجاتم‌ كرد

تا لب‌ تر شدة‌ مشك‌ لبم‌ را بوسيد
 لب‌ خشك‌ تو گرفتار مكافاتم‌ كرد

كودكان‌ حرم‌ شير خدا تشنه‌ چرا؟
 عاقبت‌ آب‌، زمين‌ خوردة‌ ساداتم‌ كرد

علم‌ و مشك‌ من‌ و دست‌،زهم‌ پاشيدند
دم‌ شمشير تو امروز چه‌ خيراتم‌ كرد

گرية‌ دختركان‌ گرچه‌ دلم‌ را مي‌سوخت‌
گرية‌ مشك‌ من‌ سوخته‌ دل‌، ماتم‌ كرد

تا كه‌ بر پاي‌ تو افتاد دو دست‌ قلمم‌
 حقتعالي‌ مَلَك‌ مُلك‌ سماواتم‌ كرد

هرچه‌ تير است‌ در اين‌ دشت‌ مرا بوسيده‌
 جذبة‌ عشق‌ تو كانون‌ بليّاتم‌ كرد
 
 
*****

 
زبانحال‌ حضرت‌ ام‌البنين‌ سلام الله عليها

‌اي‌ به‌ قربان‌ تو گردد مادرت
‌ مادر غمديده‌ و غم‌ پرورت‌

كاش‌ صد فرزند ديگر داشتم‌
تا كنم‌ قربان‌ تنها سرورت‌

مادرت‌ زهراست‌ راهي‌ كردمت
‌ تا بگيري‌ انتقام‌ مادرت‌

كاش‌ مي‌ماندي‌ نمي‌گفتت‌ حسين
‌ رفتي‌ و پاشيد از هم‌لشگرت‌

مثل‌ تو من‌ هم‌ شدم‌ شرمنده‌ از
روي‌ طفلان‌ و رباب‌ و خواهرت‌

اي‌ فداي‌ يك‌ سر موي‌ حسين‌
چون‌ تو صد عباس‌ و صد چون‌ مادرت‌

از دلش‌ آمد چطور آخر عدو
تير بنشاند به‌ چشمان‌ ترت‌

چون‌ به‌ مشكت‌ تير خورد و آب‌ ريخت
‌ شد غرورت‌ خورد مثل‌ پيكرت‌

قصد دشمن‌ گر فقط‌ جان‌ تو بود
 داد تغييرش‌ چرا شكل‌ سرت‌
 
صلی الله علیک یا عباس بن علی (ع)

اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ جمعه 28 دی1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

فرارسیدن تاسوعای حسینی براقا امام مهدی عج و مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری و بیت معظم امام خمینی (ره) و ملت ایران وشما دوستان اهل قلم تسلیت باد.


ذكر مصيبت علي‌اكبر (ع)
روز عاشورا شد، آمد از محضر ابي‌عبدالله (ع) براي رفتن به ميدان نبرد اجازه بگيرد.
بابا جان!
اجازه‌ي اعزام به ميدان مي‌خواهم.
فرمود: برو عزيزم.
همين‌كه علي‌اكبر (ع) به سمت ميدان حركت كرد، ابي عبدالله (ع) از خود بي‌خود شده و دنبال فرزندش به راه افتاد، محاسن مباركش را در دست گرفت و شروع به خواندن آيه‌ي انبيا نمو دكه:
اِنَّ اللهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْران ...
خدايا!
تو شاهدي كه شبيه‌ترين فرد به پيغمبر تو (اَشْبَهُ النّاس خَلْقاً و خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ) را به سوي اين قوم مي‌فرستم.
علي‌اكبر (ع) وارد ميدان نبرد شده و رجزي خواند.
اَنا عَلِيُّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ
نَحْنُ وَ بَيْتِ اللهِ اَوْلي بِالنَّبيِّ
تَاللهِ لا يَحْكُمُ فينَا ابْنُ الدَّعيِ
بر دشمن حمله كرد و عده‌ي زيادي (حدود 120 نفر) را به درك واصل كرد.
پس از مدّتي مبارزه با دشمن، تشنگي بر او غلبه كرد.
(امام صحنه‌ي رزم علي‌اكبر (ع) را مي‌بيند. از همين‌رو منتظر است تا فرزندش برگردد و شايد به همين دليل است كه جام شهادت را به علي‌اكبر (ع) نمي‌دهند)
به سمت بابا برگشت و عرض كرد:
«اَلْعَطَشُ (قَدْ) قَتَلَني وَ ثِقْلُ الْحَديدِ اَجْهَدَني.»
عطش بر من غلبه كرد و ... اين لباس كه بر تن دارم بر من سنگيني مي‌كند. همين كه گفت، بابا من تشنه هستم. اما فرمود: هات لسانك. زبانت را بيرون بياور.
ابي‌عبدالله (ع) با يك عمل، دو كار انجام داد:
اوّل، آن‌كه لب‌هاي علي‌اكبرش را بوسيد. ديگر، آن‌كه خواست به او نشان بدهد كه كام و زبانش از زبان او تشنه‌تر است.
(پس از اين ماجرا) بار ديگر برگشت به سوي ميدان.
مرّه بن منقذ مي‌گويد: گناه همه‌ي عرب بر گردن من اگر داغ و بلاي او را به دل بابايش نگذارم لذا اين نامرد در جايي مخفي شده، هم‌چنان‌كه علي‌اكبر (ع) مثل حيدر كرّار مي‌جنگيد از پشت نيزه‌اي را بر (پهلوي) او وارد كرد.
لذا از روي اسب نزديك بود كه بيفتد، دست‌هايش را به اطراف گردن اسب انداخت.
(بايد نشان فاطمي داشته باشد. هم‌چون جدّه‌اش فاطمه زهرا (ع) پهلويش شكافته شد شيخ عباس قمي در كتاب بيت‌الاحزان مي‌نويسد كه با خنجر از لاي در، بر فاطمه (ع) ضربت زدند بعد وارد خانه شدند. خدا لعنت كند آن كسي را كه با خنجر بر پهلوي زهرا (ع) ضربت زد)
مرّه بن منقذ مي‌گويد:
دور زدم آمدم جلوي او (= علي‌اكبر) با عمود آهنين بر سرش ضربت زدم. خون از سر فوران مي‌زد و ...
دست‌ها را دور و اطراف گردن اسب قرار داد، يعني كه مرا از مهلكه بيرون ببر. (با خون‌هايي كه از سرِ علي‌اكبر (ع) فوران مي‌كرد) خون جلوي چشم‌هاي اسب را گرفت، به عوض آن‌كه راكب خويش را به سوي خيمه‌گاه بياورد، به سوي وسط لشكر دشمن برد و ... (آن‌چه كه نبايد مي‌شد شد و ...)
 

 
 
حضرت‌ علي‌ اکبر‌‌‌ عليه السلام
 
اي‌ نور ديده‌ام‌ به‌ پدر ديده‌ باز كن
‌ كمتر براي‌ اين‌ پدر پير ناز كن‌

برخيز و با نگاه‌ نشسته‌ ميان‌ خون‌
 پيش‌ سپاه‌ كفر مرا سرفراز كن‌

دستم‌ دراز نيست‌ به‌ سيراب‌ كردنت
‌ تا خون‌ بگيرم‌ از دهنت‌ كام‌ باز كن‌

با اينكه‌ شد نصيب‌ تو پيروزي‌ بزرگ‌
داغت‌ عظيم‌ شد ز سكوت‌ احتراز كن‌

با نغمة‌ پيمبري‌ و سوز حيدري‌
از حربگاه‌ مأذنه‌ بانگ‌ نماز كن‌

سرو روان‌، مرو كه‌ سرانجام‌ كار شد
 صبري‌ به‌ گام‌ آخرم‌ اي‌ سرو ناز كن‌

تا ميهمان‌ به‌ ديدن‌ مقتل‌ نيامده
‌ برخيز و عمه‌ را قدمي‌ پيشواز كن‌

شد داغ‌ هلهله‌ ز غم‌ تو كشنده‌ تر
يك‌ حملة‌ مجددي‌ اي‌ يكه‌ تاز كن‌

صبري‌ كه‌ با تو معبر معراج‌ طي‌ شود
با لفظ‌ عشق‌ معني‌ اين‌ رمز و راز كن‌
 
 
حضرت‌ علي‌ اکبر عليه السلام (2)

‌بيا و بال‌ و پر بستة‌ مرا واكن
‌ بيا و پرزدنم‌ را كمي‌ تماشا كن‌

بيا و راهي‌ جبهه‌ نما مرا بابا
 بيا و جيرة‌ جنگي‌ من‌ مهيا كن‌

بيا بسيجي‌ خود را به‌ جبهه‌ كن‌ اعزام‌
بيا و اذن‌ جهاد مرا تو امضا كن‌

نوشت‌ نام‌ قشنگي‌ به‌ روي‌ سربندم‌
نظر ز مهر و محبت‌ به‌ نام‌ زهرا كن‌

كنار پيكر من‌، آمدي‌ اگر بابا
به‌ حال‌ خويش‌ نما رحمي‌ و مدارا كن‌

ميان‌ لشگر دشمن‌، اگر رهم‌ گم‌ شد
 ميان‌ حلقة‌ خنجر مرا تو پيدا كن‌

ز بين‌ آن‌ همه‌ زخمي‌ كه‌ بر تنم‌ آيد
براي‌ بوسة‌ خود اي‌ پدر رهي‌ وا كن‌

براي‌ بردن‌ جسمم‌ به‌ سوي‌ دارالحرب‌
عباي‌ هاشمي‌ خويش‌ را مهيا كن‌
 
 

 اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ جمعه 28 دی1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله

السلام علیک یا صاحب الزمان عج

رحلت دواستاد بزرگ اخلاق و تاریخ اسلام حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی و استاد جعفر شهیدی را خدمت آقا امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری و ملت ایران و شما اهالی قلم تسلیت عرض می نمایم

 اهداف امام حسين عليه السلام و قرآن
در اسلام به همان مقدار كه از فساد انتقاد و با آن مقابله شده ، نسبت به اصلاح سفارش و تأ كيد شده است . قرآن تنها به ايمان و تقواى درونى اكتفا نمى كند، بلكه اصلاح را لازمه ى ايمان و تقوى مى شمارد. آمن و اصلح (73) و فمن اتّقى و اصلح (74)
خداوند خود اوّل مصلح است ؛ و اصلح بالهم (75) و لذا از مردم نيز خواسته تا اوّل عيب هاى خود را اصلاح كنند؛ تابوا و اصلحوا...(76) و سپس به اصلاح جامعه بپردازند. فاتّقوا اللّه و اصلحوا ذات بينكم (77) اصلاح گر هرگز به دنبال فتنه انگيزان نمى رود، و اصلح و لا تتّبع سبيل المفسدين (78) البتّه اصلاحات بايد بر معيار عدل و قانون باشد فاصلحوا بينهما بالعدل و القسط(79)
كسى كه راههاى صلاح و اصلاح را به روى خود ببندد، نابود خواهد شد هر چند فرزند پيامبر باشد؛ انّه ليس من اهلك انّه عمل غير صالح (80) (اى نوح !) او از خاندان تو نيست ، براستى كه عمل او غير صالح است . اولياى الهى از خدا درخواست مى كردند كه به صالحان ملحق شوند. اَلحِقنى بالصالحين (81)
قرآن معمولاً ايمان را همراه عمل صالح بيان كرده است ؛ الذين آمنوا و عملواالصالحات اثر بخشى عمل صالح محدود به زمان و مكان نيست و حتّى نسل هاى بعدى از اعمال پدران صالح خود خير و بهره مى برند. و كان ابوهما صالحا(82)
قرآن هدف از كاميابى از نعمت ها را انجام عمل صالح مى داند، يا ايّها الرّسول كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا (83) يعنى بهره گيرى و كاميابى شما از نعمت ها بايد براى انجام كار نيك و عمل صالح باشد.
خداوند متعال حكومت آينده ى زمين را نصيب بندگان صالح خود خواهد كرد. اِنّ الارض يَرثُها عبادى الصالحون (84)
انسان بعد از اصلاح خود، بايد به اصلاح ديگران بپردازد و تمام توان خود را در اين راه بكار گيرد ان اريد الا الاصلاح ما استطعت (85) چيزى جز اصلاح تا سر حد توانم نمى خواهم .
البتّه خداوند متعال اصلاح طلبان واقعى را از كسانى كه شعار اصلاح مى دهند، جدا مى كند و چهره ى مدّعيان دروغين را افشا مى كند؛ قالوا انّما نحن مصلحون اءلا اِنّهم هم المفسدون و لكن لايشعرون (86) آنها مى گويند: فقط ما اصلاح طلبيم ، آگاه باشيد آنها خود فساد كنندگانند، ولى نمى فهمند.
آرى ، خداوند مصلحين واقعى را مى شناسد. و اللّه يعلم المفسد من المصلح (87)
خداوند به مصلحان واقعى را وعده ى پاداش داده است . انّا لانضيع اجر المصلحين (88)
نكته قابل توجه آنكه هر چه ميزان فساد بالا برود، تلاش مصلحانه ى بيشترى را طلب مى كند. (آرى هر چه هوا گرم تر شود، نياز به آب زيادتر مى شود) و هر چه مفسدان خطرناكتر شوند، مصلحان بزرگترى مى طلبد. در برابر نمرود جز ابراهيم و در برابر فرعون جز موسى و در برابر يزيد جز حسين عليه السلام چه كسانى مى توانند مقابله كنند؟!
بديهى است برنامه ى اصلاحات هميشه با نامه و گفت وگو و تذكّر پيش ‍ نمى رود، بلكه شرايطى پيش مى آيد كه بايد به استقبال خطر رفت . امام حسين عليه السلام اوّلين مصلِح اسلامى است كه به استقبال سخت ترين شدايد رفت و جان خود را تسليم حقّ نموده و به شهادت رسيد.
------------ --------- --
پي نوشت ها:
73- انعام ، 48.
74- اعراف ، 45.
75- محمّد، 2.
76- نساء، 146.
77- انفال ، 1.
78- اعراف ، 142.
79- حجرات ، 9.
80- هود، 46.
81- شعرا، 83.
82- كهف 82.
83- مؤ منون ، 50.
84- انبياء، 105.
85- هود، 88.
86- بقره ، 11 - 12.
87- بقره ، 220.
88- اعراف ، 170.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 دی1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله
 
گريه پيامبران بر مصيبت امام حسين عليه السلام
 

گريه حضرت آدم بر امام حسين عليه السلام
صاحب كتاب دراليمين در تفسير اين آيه مباركه از قرآن كريم "فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم" مي فرمايد: خلاصه معني چنان است كه آدم (ع) در ساق عرش كلمه چند نگريست، جبرئيل او را بياموخت كه بدان كلمات كه اسماء پيغمبر و آل پيغمبر بود پناهنده شود و بدين گونه سخن كند:
 
قال: "يا حميد بحق محمد، يا عالي بحق علي، يا فاطر بحق فاطمه، يا محسن بحق الحسن و الحسين و منك الاحسان."
 
خدا را بدين كلمات سوگند داد، چون به نام حسين(ع) رسيد آتش از قلبش برانگيخت و آب از چشمش بريخت. گفت: اي جبرئيل، چه شد كه در ذكر پنجم قلب من بشكافت و اشک من جاري شد؟ جبرئيل گفت: اين فرزند تو به مصيبتي بزرگ مبتلا شود كه همه مصيبت‌ها در نزد او كوچك باشد. گفت اي برادر آن چه مصيبتي است؟
 
قال: يقتل عطشاناً غريباً وحيداً فريداً، ليس له ناصر ولا معين و لو تراه يا آدم و هو يقول وا عطشاه وا قله ناصراه حتي يحول العطش بينه و بين السماء كالدخان فلم يجبه احد الا بالسيوف و شرب الحتوف، فيذبح ذبح الشاه من قفاه و ينهب رحله اعدائه و تشهر رؤسهم، هو و انصاره في البلدان و معهم النسوان، كذالك سبق في علم الواحد المنان.
 
گفت: كشته مي شود در حالتي كه تشنه باشد و بي كس باشد و تنها و فريد باشد و او را ناصري و معيني نباشد. اي آدم، اگر او را ببيني در حالتي كه مي گويد: "وا عطشاه وا قله ناصراه" تا گاهي كه از تشنگي چشمش چنان تاريك مي شود كه آسمان را نتواند ديد و هيچ كس او را جواب نگويد الا با زبان شمشير و شراب مرگ . پس، او را مي‌كشند چنانكه گوسفند را از قفا سر ميبرند، و احمال و اثقال او را دشمنان او به نهب و غارت مي برند و سر او و اصحاب او را بر سنان‌ - نيزه‌ها - مي كنند و در شهرها مي گردانند و اهل‌بيت او را اسير مي گيرند. و اين صورتي است كه از پيش به علم خداوند واحد برگذشته است.
 
چون اين سخن به پايان رفت آدم و جبرئيل چون زن بچه مرده گريستند.
 
 اطلاع يافتن حضرت نوح (ع) از شهادت امام حسين(ع)
هنگامي كه حضرت نوح(ع) بر كشتي سوار شد و روي زمين را گردش نمود و به زمين كربلا رسيد، زمين كربلا كشتي او را نگاه داشت. حضرت نوح از خطر غرق شدن ترسان شد و گفت:
 
الهي طفت جميع الدنيا و ما اصابني فزع مثل ما اصابني في هذه الارض؛ پروردگارا، من جميع دنيا را گردش كردم و در هيچ موضعي نظير اين زمين خوفناك نديدم .
 
فنزل جبرئيل و قال: " يا نوح في هذا الموضع يقتل الحسين سبط محمد(ص) خاتم الانبياء وابن خاتم الاوصياء؛ در اين موقع جبرئيل نازل شد و گفت: اينجا مكاني است كه سبط خاتم انبياء و فرزند خاتم اوصياء كشته خواهد شد .
 
نوح گفت: قاتل او كيست؟
 
جبرئيل گفت: قاتل او كسي است كه اهل هفت آسمان و زمين او را لعنت مي كنند .
 
پس، لعنت كرد او را نوح چهار مرتبه. پس كشتي حركت كرد تا كوهي ظاهر شد و بر آن قرار گرفت.
 
  حضرت ابراهيم(ع) و گذر او از قتلگاه امام حسين عليه السلام
هنگامي كه گذر حضرت ابراهيم(ع) به كربلا افتاد و به قتلگاه امام حسين(ع) رسيد اسبش به رو درآمد. آن حضرت از بالاي اسب بر زمين افتاد، سرش شكست و خون جاري شد. زبان به استغفار گشود و گفت: پروردگارا، آيا از من گناهي صادر شده است؟
 
جبرئيل نازل شد و گفت: گناهي از تو سر نزده بلكه در اين مكان سبط خاتم انبياء شهيد خواهد شد و خون تو به موافقت خون او جاري گرديد.
 
حضرت ابراهيم گفت: قاتل او كه خواهد بود؟
 
گفت: آن كسي است كه اهل آسمان‌ها و زمين او را لعنت خواهند كرد.
 
 ضرت موسي(ع) و عبور از كربلاي امام حسين عليه السلام
روايت شده موقعي كه حضرت موسي(ع) با يوشع بن نون به زمين كربلا عبور كردند بند نعل حضرت موسي (ع) پاره شد و خاري به پاي آن بزرگوار خليد و خون جاري شد. گفت: پروردگارا، مگر چه گناهي از من صادر شده كه بدين كيفر گرفتار شدم؟
 
فاوحي اليه ان هنا يقتل الحسين(ع) و هنا يسفك دمه فسال دمك موافقه لدمه.
 
خطاب رسيد: خون حسين(ع) در اين موضع ريخته خواهد شد. خون تو نيز براي اين كه با خون آن حضرت موافقت كند جاري گرديد.
 
موسي(ع) گفت: حسين كيست؟
 
خطاب رسيد: حسين سبط محمد مصطفي و فرزند علي مرتضي است.
 
موسي گفت: كشنده آن حضرت كيست؟
 
وحي شد: كشنده او كسي است كه ماهيان دريا و وحوش صحرا و پرندگان هوا او را لعنت خواهند كرد.
 
موسي (ع) هم بر يزيد لعنت كرد .
 
حضرت سليمان (ع) و مقتل حسين عليه السلام
مروي است كه سليمان(ع) بر بساط خويش جاي داشت و در هوا عبور مي كرد. ناگاه روزي از زمين كربلا خواست درگذرد، باد بساط او را به دوران انداخت، چنان كه سليمان بيمناك شد تا مبادا او را به خاك افكند. در اين وقت باد از وزيدن بايستاد و بساط او به خاك در افتاد .
 
فقال سليمان للريح لم سكنت؟ فقالت ان هنا يقتل الحسين(ع) .
 
فرمود: اي باد تو را چه افتاد كه ساكن گشتي؟ گفت: مقتل حسين بن علي اينجاست.
 
سليمان گفت: كشنده او چه كسي است؟
 
گفت: لعين اهل سماوات و الارض، يزيد.
 
پس سليمان دست برداشت و او را لعن فرستاد و به دعاي بد ياد كرد. در اين وقت جن و انس ايمن گشتند و باد وزيدن گرفت و بساط طريق سلامت سپرد.
 
 گريه حضرت زكريا بر امام حسين عليه السلام
مولايمان حضرت بقية الله ارواحنا فداه در پاسخ سعدبن عبدالله در ضمن حديثي طولاني مي فرمايد: حضرت زكريا از پروردگارش درخواست نمود كه اسامي پنج تن را به او بياموزد. جبرئيل(ع) بر او نازل شد و آنها را به او آموخت. هر گاه كه زكريا اسم محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) را مي‌برد اندوهش برطرف مي‌شد، ولي همين كه اسم حسين(ع) را مي برد بغض گلويش را مي فشرد و نفسش به شماره مي افتاد و گريه اش مي گرفت. روزي گفت: خداوندا، چه سري دارد كه هر گاه اسم چهار نفر از اينان را مي‌برم غم و اندوهم برطرف مي شود و خاطرم تسكين مي يابد، ولي هنگام نام بردن از حسين(ع) اشكم جاري و آه و ناله ام بلند مي شود؟
 
خداوند متعال داستان حسين(ع) را به او خبر داد و فرمود: (كهيعص) .
 
كاف اسم كربلا، هاء هلاكت خاندان پيامبر(ص)، ياء يزيد كه به حسين(ع) ظلم و ستم نمود، عين اشاره به عطش و تشنگي حسين(ع) و صاد صبر اوست .
 
زكريا كه اين مطالب را شنيد سه روز از مسجدش بيرون نرفت و دستور داد كسي بر او وارد نشود و شروع به گريه و زاري نمود و ذكر مصيبت او اين عبارت بود: خداوندا، آيا بهترين آفريدگانت به فرزندش مصيبت زده مي‌شود؟ آيا چنين مصيبتي بر آستانه آنان فرود مي آيد؟
 
حضرت عيسي (ع) و كربلاي حسين عليه السلام
در خبر است كه عيسي(ع) را با حواريون گذر به اراضي كربلا افتاد، ناگاه شيري را نگريستند كه طريق را بر روندگان مسدود ساخته بود. شير به سوي عيسي(ع) پيش آمد و فرمود:
 
اني لم ادع لكم الطريق حتي تلعنوا يزيد قاتل الحسين (ع) .
 
نمي گذارم شما درگذريد الا آن كه يزيد را كه كشنده حسين(ع) است لعن كنيد.
 
عيسي فرمود: حسين كيست؟
 
قال: سبط محمد النبي الامي و ابن علي الولي ؛ سبط پيامبر و فرزند علي ولي الله است .
 
عيسي (ع) پرسيد: قاتل او كيست؟
 
گفت قاتل او يزيد ملعون است كه وحوش بيابانها و درندگان صحراها خاصه روزهاي عاشورا او را لعن كنند .
 
پس عيسي دست برداشت و لعن كرد بر يزيد و نفرين فرستاد بر او. در اين وقت شير از طريق كناري رفت و حواريون ايمن شدند و به جانب مقصود عبور كردند .
حضرت محمد (ص) و تربت امام حسين عليه السلام
ابوبصير گويد امام صادق(ع) فرمود: جبرئيل بر رسول خدا(ص) فرود آمد. در آن هنگام حسين(ع) نزد حضرتش به بازي مشغول بود. پس جبرئيل او را آگاه ساخت كه امتش اين فرزند را مي كشند. رسول خدا(ص) گريست و سپس جبرئيل عرض كرد: آيا تربتي را كه بر روي آن كشته مي شود به شما نشان دهم؟
 
امام ادامه دادند: ناگاه فاصله ميان محل نشستن رسول خدا(ص) و قتلگاه حسين(ع) در زمين فرو رفت، به طوري كه دو مكان به هم متصل شدند و جبرئيل مشتي از آن خاك برگرفت. سپس در كمتر از يك چشم بر هم زدن دو مكان از هم دور شدند و به حالت اول خود بازگشتند. سپس جبرئيل خارج شد در حالي كه مي فرمود: خوشا به حال تو اي خاك و خوشا به حال آن كه در اطراف تو كشته مي شود.
 
البته گفتني است در اين زمينه روايات ديگري نيز درباره ساير پيامبران مانند حضرت اسماعيل موجود است كه طالبان مي‌توانند به بحارالانوار مرحوم شيخ محمدباقر مجلسي (ره) ، جلد 44 و كتاب خصائص الحسينيه، مراجعه نمايید
 
 

نوشته شده در تاريخ جمعه 21 دی1386 توسط چشم انتظار باران

بخوان دعای فرج را دعای فرج اثردارد...

به نام خدا سلام بر مهدي فاطمه عج

باز امشب بوي طوفان مي دهم

*******************


باز امشب بوي طوفان مي دهم
بوي دلتنگي باران مي دهم

حلقه اشكم تيغ بر جانم كشيد

باز آتش در نيستانم كشيد

آه اي غوغاي پنهان در دلم

كيستي اي زخم هجران در دلم

كيستي اي ناله هاي بي صبور

كيستي اي راز درياهاي دور

كيستي اي زخمها را التيام

كيستي اي ذوالفقار در نيام

كهنه شد درد فراقت اي دريغ

كُشتيم از اشتياقت اي دريغ

آه اي اميد فردا باز گرد

باز گرد اي داغ دلها باز گرد

اي ابر مرد زمان اي راد مرد

باز گرد آخر خدا را باز گرد

كور شد چشمي كه بر در دوختم

سوختم كز سوز حسرت سوختم

بر خيالت هر نفس دلبسته ام

طاق نصرت بر در دل بسته ام

اي سوار بادهاي عاشقي

اي بهار دشتهاي رازقي

روشناي معبر افلاكيان

اي چراغ راههاي خاكيان

باز كن فصل خطاب خويش را

آخرين حرف كتاب خويش را

تا عيان گردد خداي حُسن كيست

ابتدا و انتهاي حُسن كيست

گل كند در جلوه ات پروردگار

آخرين اعجاز ذات كردگار

آخرين زلف بلند تافته

آخرين گيسوي در هم بافته

آخرين ابروي محراب آفرين

آخرين چشمان مهتاب آفرين

آخرين مژگان شوخ سينه سوز

آخرين خال سياه جان فروز

آخرين بالا بلند دلنشين

آخرين آلاله پوشان زمين

آخرين لبخند رويايي عشق

آخرين دست اهورائي عشق

آخرين خانه بدوش كربلا

آخرين مرثيه خوان كربلا

كربلائي اشك مي بارد بيا

علقمه بوي تو را دارد بيا

بي تو اين شب سخت طوفاني شده

چار فصل ما زمستاني شده

تو بيا تا بغضها را سر كنيم

در كنارت يادي از مادر كنيم

نرگس خوشبوي زهرا باز گرد

دير شد آخر اماما باز گرد
!
دوره هجران به آخر كي رسد؟

اي اميد نا اميدان باز گرد
!
باز گرد تا بازگردد آفتاب

ابر غيبت پس بزن،اي آفتاب

باز گرد و اين دلم را شاد كن

عالمي را با ظهورت شاد كن

مهدي زهرا بيا جانم فدات

حجت ابن العسكري روحي فدات

باز گرد اي يابن زهراي بتول

از دل و جانم تو را دارم قبول

نرگس خوشبوي زهرا باز گرد

دير شد آخر اماما باز گرد
!
الهم عجل لوليك الفرج

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 دی1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله
السلام علیک یا رسول الله(ص)
السلام علیک یا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(ع)
السلام علیک یا صاحب الزمان عج
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین والفرج قائم آل محمد (عج)


.روز  جمعه و روزو شب عیدغدیرخم روز فرستادن صلوات برمحمدو آل محمد(ص) است.
بیایید باهم هرکدام هرتعدادکه درتوانمان هست برای سلامتی امام عصر(عج) و برای ظهوروفرج مولایمان  صلوات ختم کنیم.
درشب عیدغدیر بهترین عمل ما خواندن دعای فرج برای مولایمان مهدی عج است. و خواندن دعای عهد و دستگیری ازفقراومستمندان و عقد اخوت و برادری است. در چنین شب و روزی جای دارد یادی ازمردم  شهربم نمائیم که در آستانه سالروزحادثه غم انگیز زلزله شهرشان هستیم و همچنین یادی نمائیم از مردم مظلوم فلسطین و مردم بی دفاع عراق و افغانستان و سایر ملتهای اسیر ستمهای دشمنان اسلام وازخدابخواهیم مشکلاتشان رفع شود.
خوشا به حال کسانی که امروز روزجمعه جمعی دعای ندبه را  در سرزمین وحی درمکه مکرمه بین رکن و مقام و درکنارکعبه باحسرتی خاص زمزمه کرده اند  وعاشقانه باندای یامهدی یامهدی عاشقانه مولاراصدازدندو ازخداخواسته اند که ای کاش درچنین روزی مابین همین رکن و مقام مولابیاید
و ندای انا قائم المنتظرالمهدی عج راسردهد.
دراین شب  درروایت داریم که خودآقا امام زمان (عج) برای فرجش دعامی کند.خدایا اگر مردم وآقاراندیدم من رادرهنگام رجعتش بازگردان تا آقاراببینم.
روز جمعه است روزی که متعلق به آقا امام زمان عج است .دعابرای ظهورش فراموشمان نشود.
روزعید غدیر روزظهور امامت و ولایت علی ابن ابیطالب (ع) است که  به فرموده حضرت آیت الله جوادی آملی
امام علی معجزه پیغمبر (ص) بود.وقتی علی معجزه پیغمبراست،صاحب الزمان هم معجزه پیغمبراست،وقتی همه منتظریم این معجزه راببینیم به یاد آقا درشب عید غدیر در تبریکاتمون دعاکنیم تا ظهور امام زمانمون نزدیک بشه آقا بیاد تامعجزه آقارا ببینیم.
وقتی قرآن کلام صامت و معجزه پیامبر است امیرالمومنین وامام زمان عج نیزقرآن ناطق اند ،پس باید دعاکنیم قرآن ناطق بیاید .واقعا! چه عشقی است باغدیربودن.
  علی (ع) غدیر را آبرو بخشید.خدایا به حق امام غدیر  ظهورمولایمان مهدی فاطمه (عج) را آسان و نزدیک بفرما.
روزعیداست وهمان به که سلام توکنیم
مطلع الفجردل خویش به نام توکنیم
جانشینی محمد(ص)به تو فرخنده بود
عهد تجدید،دراین بیعت عام توکنیم
اللهم عجل لولیک الفرج
* * * * * ** * * * * * * * **


نوشته شده در تاريخ جمعه 7 دی1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله
فرارسيدن عيد غديرخم عيد ولايت و امامت بر اقا امام زمان عج و مقام معظم رهبري

و رياست محترم جمهوري و
شيفتگان پيامبر (ص) و ائمه اطهارعليه السلام مبارک باد.


آداب و سنن غدير
اشاره: روز عيد سعيد غدير يكي از اين ايام سرور آل محمد، عليهم‏السلام، است كه به عنوان «عيدالاكبر» ناميده شده، چرا كه روز اكمال دين و اتمام نعمتهاي پروردگار، به خاطر واقعه غدير و انتصاب شايسته و بحق حضرت علي، عليه‏السلام، به امر الهي به جانشيني رسول معظم، صلّي‏اللّه‏عليه‏وآله، است.
پس شايسته است كه به پاس قدرداني از اين نعمت عظيم الهي و عرض ادب به ساحت مقدس اميرالمؤمنين علي، عليه‏السلام، عيد سعيد غدير را در خانواده و اجتماع باشكوه فراوان برگزار نماييم و از بركات معنوي اين روز عزيز بهره‏مند شويم.

آنچه در اين مختصر تقديم مي‏گردد آدابي است كه بزرگان دين به منظور گرامي داشت اين روز عزيز تعليم فرموده‏اند:
1. روزه
روزه عيد غدير از مستحباتي است كه مكرر به آن سفارش شده است. اميرالمؤمنين، عليه‏السلام، در خطبه‏اي كه در روز عيد غدير ايراد كردند فرمودند:
و صوم هذا اليوم ممّا ندب اللّه إليه.
روزه عيد غدير از مستحباتي است كه خداوند بدان فراخوانده است.
حضرت امام صادق، عليه‏السلام، فرمودند:
يجب عليكم صيامه شكرا للّه و حمدا للّه.
بر شما لازم است كه كه در روز عيد غدير براي سپاسگزاري از خداوند و ستودن او، روزه بگيريد.
شخصي از امام صادق، عليه‏السلام، پرسيد: چه كاري شايسته روز غدير است و چه عملي در آن، استحباب دارد؟
حضرت پاسخ دادند: روزه و...
امام صادق، عليه‏السلام، درباره پاداش روزه عيد غدير فرموده‏اند:
روزه داشتن در روز عيد غدير پاداشي معادل روزه گرفتن در همه عمر دنيا را دارد.
يا فرموده‏اند:
صوم يوم غدير خم كفّارة ستّين سنة.
روزه داشتن روز عيد غدير خم، كفاره گناه شصت سال است.

2. افطاري دادن
از اعمالي كه به انجام آن در روز عيد غدير سفارش شده است؛ افطاري دادن به روزه داران است. حضرت علي، عليه‏السلام، فرمودند:
كسي كه در شامگاه عيد غدير، به يك مؤمن افطاري بدهد، گويا يك ميليون نفر از پيامبران ،شهيدان و صديقان را افطاري داده است. حال چگونه است پاداش كسي كه گروهي از مردان و زنان را افطاري دهد. و من ضامنم بر خدا كه از كفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز يا همان شب تا عيد غدير سال ديگر بميرد، بر خداوند است پاداش او.

3. اطعام
از سنت‏هاي مؤكد ديگر در روز عيد غدير پذيرايي از مؤمنان است.
امام صادق، عليه‏السلام، درباره يكي از وظايف عيد غدير فرمودند:
و أطعم إخوانك.
و برادرانت را طعام ده.

4. آراستن
از ديرباز عيدها و جشنها با نظافت، غبارزدايي، پيراستن و آراستن همراه بوده است و شيعيان بايد اين روشها را براي عيد غدير نيز رعايت نمايند. چرا كه حضرت امام رضا، عليه‏السلام، مي‏فرمايند:
روز غدير، روز آراستن و زينت است. پس هر كس براي روز غدير، زينت كند، خداوند هر خطاي كوچك و بزرگ او را مي‏آمرزد و فرشتگاني را به سوي او مي‏فرستد، آنان نيكي‏هاي او را مي‏نگارند و مراتبش را تا عيد غدير سال آينده بالا مي‏برند. اگر او جان دهد، شهيد مرده است و اگر زيست كند، خوشبخت زيسته است.
پس چه زيبا خواهد بود كه سردر منازل و اماكن عمومي تجارتي و اداري چراغاني شود تا شامل اين پاداش بزرگ گردد.

5. لباس نو پوشيدن
ما ايرانيان در عيد نوروز كه عيد تحويل سال است، نه تحول انسان، لباس نو مي‏پوشيم؛ پس چرا در عيد بزرگ ولايت، تن پوش نو نپوشيم؟ بجا خواهد بود كه در اين روز بزرگ لباس نو بپوشيم و بپوشانيم.
حضرت امام صادق، عليه‏السلام، مي‏فرمايد:
و أن يلبس المؤمن أنظف ثيابه و أفخرها.
يكي از وظايف روز غدير اين است كه مؤمن تميزترين و گرانقدرترين جامه‏هاي خويش را بپوشد.

6. استفاده از بوي خوش
اسلام درباره به كارگيري بوي خوش و زدن عطر، بسيار سفارش كرده است. بخصوص در ايام عيد سعيد غدير سفارش ويژه‏اي نسبت به اين سنت خوب شده است. امام صادق، عليه‏السلام، در پي وظايف مؤمن در روز غدير فرمودند:
و يتطيّب إمكانه و إنبساط يده.
و مؤمن به اندازه توان و دست باز بودنش بوي خوش استعمال كند.

7. ديدار با مؤمنان
زيارت برادران مؤمن از سنتهاي مهم اسلامي است، ليكن در روز عيد غدير، ديد و بازديد به عنوان يكي از شعائر مذهبي و ولايي و بيشتر مورد سفارش قرار گرفته و پاداش افزونتري دارد.
حضرت امام رضا، عليه‏السلام، فرمودند:
من زارَ فيه مؤمنا أدخل اللّه قبره سبعين نورا و وسع في قبره و يزور قبره كلّ يوم سبعون الف ملك و يبشّرونه بالجنّة.
هر كس كه در روز غدير به ديدار مؤمني رود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل كند و قبرش را بگستراند، و هر روز هفتاد هزار فرشته به زيارت قبرش آيد و به او مژده بهشت دهد.

8. مصافحه (دست دادن)
دست دادن باعث افزايش محبت دو برادر ديني و سبب ريزش گناه و آمرزش مي‏گردد؛ اما دست دادن در روز عيد غدير كه عيد ولايت است جلوه ديگري دارد، به همين جهت در اين روز مصافحه (دست دادن) مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است.
حضرت اميرالمؤمنين علي، عليه‏السلام، فرمود:
و إذا تلاقيتم فتصافحوا بالتّسليم.
(در روز غدير) هنگامي كه با هم ملاقات مي‏كنيد همراه با سلام كردن با يكديگر دست بدهيد.

9. تبريك گفتن
معمولاً، وقتي نعمتي به انسان مي‏رسد يا پيروزي نصيبش مي‏شود تبريك گفتن لازم است و تبريك گفتن در روز عيد غدير از شعائر شيعه است و مي‏شود گفت گرمترين و سنت عقد اخوت و برادري در اسلام به زمان پيامبر اكرم، صلّي‏اللّه‏عليه‏وآله، مي‏رسد. در آن موقع پيامبر، صلّي‏اللّه‏عليه‏وآله، بين مهاجرين و انصار پيمان برادري را منعقد نمودند. و بجا خواهد بود كه اين پيمان برادري در روز عيد غدير برگزار بشود.
واقعي‏ترين تبريكها براي عيد غدير است.
حضرت رضا، عليه‏السلام، مي‏فرمايد:
و هو يوم التّهنية يهنّي‏ء بعضكم بعضا فإذا لقي المؤمن أخاه يقول: الحمدللّه الّذي جعلنا من المتمسّكين بولاية أميرالمؤمنين و الائمة سلام‏الله‏عليهم.
روز عيد غدير خم روز تهنيت‏گويي است. بعضي از شما به بعض ديگر تهنيت بگويد و هرگاه مؤمني با برادرش برخورد كرد بگويد: «ستايش مخصوص خداوندي است كه ما را از پيوستگان به ولايت اميرالمؤمنين، عليه‏السلام، و امامان، عليهم‏السلام، قرار داد».

10. دلجويي و مهرورزي متقابل
حضرت رضا، عليه‏السلام، روز غدير را «يوم التودّد» خواندند؛ يعني روز مهر ورزيدن.
در چنين روزي بايد معتقدان به ولايت، غم را از دل دوستان حضرت به هر نحوي كه مقدور باشد برطرف نمايند.

11.ـ ايجاد زمينه‏هاي شادماني
عيد غدير يادآور بزرگترين و گرانقدرترين خاطره اسلام است خاطره استمرار رسالت پيامبر، صلّي‏اللّه‏عليه‏وآله، با امامت علي، عليه‏السلام.
در چنين روزي نه تنها خود بايد دلشاد باشيم بلكه بايد زمينه شادماني ديگر برادران ايماني راهم فراهم سازيم.
حضرت رضا، عليه‏السلام، مي‏فرمايد:
سرّ فيه كلّ مؤمن و مؤمنة.
(در روز غدير) هر مرد و زن مؤمني را شادمان سازيد.

12. پيوند با بستگان و خويشان
در اين روز زمينه صله رحم ـ كه از سفارشات مؤكد اسلام است ـ كاملاً فراهم است.
حضرت صادق، عليه‏السلام، صله رحم را يكي از وظايف روز غدير بر شمردند:
شايسته است در روز غدير با نيكي كردن، روزه گرفتن نماز خواندن و صله رحم بسوي خداوند متعال تقرب جوييد.

13. گشاده‏دستي نسبت به خانواده
يكي از دستورات اسلام ايجاد زمينه‏هاي لازم در جهت راحتي و آسايش خانواده است و به مناسبت عيد غدير تاكيد بيشتري شده است.
حضرت امام صادق، عليه‏السلام، مي‏فرمايد:
و يوسّع الرّجل فيه علي عياله.
(در روز غدير) مرد بايد براي خانواده خود گشايش بيشتري فراهم كند.

14. كارگشايي
برآورده ساختن نيازهاي مردم و رفع گرفتاري آنان از سنتهاي پسنديده در اسلام است و به انجام اينگونه كارها تاكيد فراوان شده است.
علي، عليه‏السلام، مي‏فرمايد:
و البرّ فيه يثمر المال و يزيد في العمر.
نيكي كردن (در روز غدير) مال را ثمربخش مي‏سازد و بر عمر مي‏افزايد.

15. هديه دادن
هديه دادن و گرفتن با توجه به ضوابط شرعي كار پسنديده‏اي است و اثرات رواني خاصي، مخصوصا در كودكان و نوجوانان دارد و بهترين موقعيت هديه دادن عيد غدير است.
و حضرت رضا، عليه‏السلام، عيد غدير را روز هديه و بخشش مي‏نامد:
يوم الحباء و العطيّة.
(عيد غدير) روز بخشش و هديه دادن است.

16. ابراز برائت
اعلام بيزاري از دشمنان خداوند روزه داشتن در روز عيد غدير پاداشي معادل روزه گرفتن در همه عمر دنيا را دارد.
از پايه‏هاي اساسي اسلام است و روز غدير روز بيزاري از كساني است كه با نپذيرفتن امامت حضرت علي، عليه‏السلام، آشكارا با خدا و با پيامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترين جنايت و خيانت را به تاريخ بشريت كردند و در حقيقت اين عدم پذيرش سرآغاز تمام بدبختي‏ها و بيچارگي‏ها بود.
بنابراين روز غدير، روز برائت از اينهمه ستمكاري و ستمكاران است.
در يكي از دعاهاي روز غدير آمده است:
و نبرأ ممّن يبرأ منه و نبغض من أبغضه.
ما بيزاري مي‏جوييم از آن كس كه از علي [عليه‏السلام] بيزاري جويد و دشمن داريم آن كس كه علي [عليه‏السلام [را دشمن دارد.

17. ذكر صلوات
حضرت رضا، عليه‏السلام، در وصف عيد غدير فرمود:
يوم إكثار الصّلوة علي محمّد و ال محمّد.
روز غدير روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.

18. غسل
امام صادق، عليه‏السلام، فرمودند:
هنگامي كه روز غدير فرا برسد بايد در فراز آن (هنگام ظهر) غسل كرد.

19. نماز و نيايش
روز عيد غدير بهترين فرصت و موقعيت براي نيايش است؛ چرا كه روز غدير روز سپاس و ستايش به پيشگاه حضرت احديت است.
حضرت رضا، عليه‏السلام، مي‏فرمايد:
هو اليوم الّذي يزيد اللّه في حال من عبد فيه.
روز غدير روزي است كه خداوند، بر توان كسي كه او را نيايش كند، مي‏افزايد.
و فرمود:
روز غدير روزي است كه دعا در آن مستجاب مي‏گردد.
نماز عيد غدير دو ركعت است كه بايد در هر ركعت پس از حمد ده، مرتبه سوره توحيد، ده بار آية‏الكرسي و ده مرتبه سوره قدر را خواند. وقت نماز نيم ساعت پيش از ظهر است. پاداش اين نماز برابر است با صدهزار حج و صدها هزار عمره. كسي كه اين نماز را بخواند، هر چه از خداوند بخواهد برآورده شود.

20. زيارت
زيارت يكي از سنن سازنده اسلامي است چه از نزديك چه از دور. زيارت يك پيوند معنوي بسيار قوي بين شيعه و مقدسات اوست. از جمله آنها زيارت حضرت علي، عليه‏السلام، از دور و نزديك است.
امام رضا، عليه‏السلام، به پسر ابي‏نصر فرمودند:
هر جا كه باشي در روز عيد غدير در بارگاه اميرالمؤمنين، عليه‏السلام، حاضر باش. بي ترديد، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مؤمن را مي‏آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عيد فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد مي‏سازد.
در اين مورد به كتب ادعيه مراجعه شود.

21. خواندن دعاي ندبه
طبق مدارك معتبر خواندن دعاي ندبه در چهار عيد مستحب است؛ جمعه، فطر، قربان و غدير.
توجه به فرازهاي اين دعا بخصوص آن قسمت كه در رابطه با غدير و خلافت حضرت، عليه‏السلام، مي‏باشد ضروري است.

22. پيمان برادري (عقد اخوت)
سنت عقد اخوت و برادري در اسلام به زمان پيامبر اكرم، صلّي‏اللّه‏عليه‏وآله، مي‏رسد. در آن موقع پيامبر، صلّي‏اللّه‏عليه‏وآله، بين مهاجرين و انصار پيمان برادري را منعقد نمودند. و بجا خواهد بود كه اين پيمان برادري در روز عيد غدير برگزار بشود.
براي نحوه بستن عقد به «مفاتيح‏الجنان» مراجعه كنيد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 دی1386 توسط چشم انتظار باران
Blog Skin