تبليغاتX
به شمیم گل نرگس خوش آمدید شمیم گل نرگس
شمیم گل نرگس
تقديم به قطب عالم امكان حضرت ولي عصر(عج) و شيفتگان حضرتش.وبلاگ شمیم گل نرگس به ياد مولابروز مي شود
بسم الله
عید سعید قربان بر زائران حرم امن الهی و بر عاشقان الله مبارک باد
منا
وقتی آدم به منا آمد،ازاوپرسیدند چه تمنا وآرزو داری؟آدم تمنای آمرزش کرد.ازاین جهت  این سرزمین به "منا" معروف شد.
"منا" میان مزدلفه ومکه است.طول این سرزمین حدود سه هزار و ششصد مترمی باشد.حجاج روزعید قربان درمنا جمره عقبه را رمی می کنند وپس ازآن قربانی کرده،سپس با انجام حلق یا تقصیر ازاحرام خارج می شوند.همچنین شب های یازدهم و دوازدهم ماه ذی الحجه درمنا می مانند و در روزهای آن به رمی جمرات سه گانه می پردازند و ظهر روزدوازدهم ازمنا به مکه کوچ می کنند.
امام صادق (ع) فرموده:"همین که مردم درمنا اقامت کردند،منادی ازجانب خداندا می دهد:اگرخواهان رضایت من هستید همانا من راضی شدم."
رمی جمرات
سه ستون سنگی،یعنی"جمره اولی"،و "جمره وسطی" و"جمره عقبه"محل هایی هستند که شیطان برحضرت آدم وابراهیم واسماعیل ظاهرشد.هرسه بار هفت سنگ به سوی اوپرتاب کردند و شیطان ازفریب آن حضرت مأیوس شد.
"جمره" و"اجمار"،به معنی شتاب کردن وگریختن است.
وقتی جضرت آدم همراه جبرئیل ازاین مسیر می گذشتند شیطان بر آدم ظاهرشد،جبرئیل به آدم گفت:
هفت سنگ به اوبزن وباهرسنگ زدن تکبیر بگو،آدم  همانکار را انجام داد وشیطان گریخت.پس ازبار سوم،جبرئیل به آدم گفت:دیگر هرگزشیطان رانخواهی دید.
پیامبر فرموده:"رمی جمرات ذخیره روز قیامت است."
امام صادق (ع) نیز فرموده:"وقتی که حاجی جمرات رارمی کند گناهانش پاک می شود."
قربانی
"قربانی"یعنی وسیله تقرب ونزدیکی به خداوند و رحمت واسعه او.
"قربانی"درحقیقت کشتن حیوان نفس اماره در راه خدا  وبریدن حلقوم طمع است.
پیامبر(ص) به دخترش فاطمه (س) فرمود:"شاهد ذبح قربانی خودباش،زیرا اولین قطره خون آن کفاره تمام گناهان ولغزش ها است"برخی ازمسلمانان که فرمایش حضرت راشنیدند ،عرض کردند: ای رسول خدا، آیا این پاداش مخصوص اهل بیت شما است؟
حضرت فرمود:"همانا خداوند وعده کرده که هیچ یک ازعترتم راطعمه آتش نکند،بلکه این پاداش برای تمام مسلمانان است."(محاسن،ج1،ص142)
وتو ای عزیز !اگر می خواهی عزت دنیا وآخرت را به دست آوری،پای برخواهش های نفسانی خود بگذار وهمان طور که پیشوایت فرموده،گردن آنها را الی الابد قطع کن وباخدایت پیمان ببند که درگلشن وجود خود،دیگر مجالی برای یکه تازی شیطان باقی نخواهی گذاشت واین قربانی را،سرآغاز تقرب به خدا قراربده وبانزدیک شدن به آن یاردلنواز،حلاوت وشیرینی ایمان ومحبت رادریاب.

حاشیه:حرف اول:شب یلدا
یلدا،شبی است که طولانی ترین شبهای سال نامیده شده ، این شب در نزدایرانیان شبی  عزیز است و دراین شب همه اعضای خانواده کنارهم جمع می شوند و برای هم سخن می گویند.
عده ای نیز به خانه پدربزرگهای خویش ا بزرگترهای اقوام می روند و پدربزرگ نیز برایشان حکایت  و خاطره تعریف می کند ویا شاهنامه و حافظ می خواند .در این شب  رسم های زیادی در شهرهای مختلف ایران انجام می شود.
از خوردنی های این شب هندوانه و اجیل و سایر تنقلات است .به عبارتی میشه گفت شب یلدا  شبی مانند شب عید نوروزاست.
چه زیباست حال که ما به شب یلدا نزدیک شدیم و همزمان با عید سعیدقربان نیزهست ،علاوه بر یادنمودن درگذشتگان و شهدایمان
دراین شب به یادماندنی همگی برای فرج  و ظهورمولایمان  امام زمان عج دعاکنیم و برای فرزندانمان حکایت زندگانی آنحضرت و علت غیبت و طولانی شدن  آن را برایشان شرح دهیم.
حرف دوم:امان ازشیطان و وسوسه های بی نهایتش
ازاول خلقت آدم  ابوالبشر تا هنگام به حج رفتن و قربانی اسماعیل شیطان یک لحظه بیکارننشست.
ازآنموقع که شیطان ابراهیم را رهاکرد بازهم بیکارنبوده و درپی وسوسه ما انسانهاست.
ازخدامی خواهیم علاوه بر سرکوب شیطانهای نفس بتوانیم با قدرت و یاری  ربوبیتش بر شیطان  رجیم نیز غلبه کنیم ودچاروسوسه هایش نگردیم.
پس خدایا مارا لحظه ای به خودوامگذار!
برای حسن ختام شرح حال مختصرحضرت آدم (ع)  و نادمی او از وسوسه  شیطان و آمدن به زمین ودوری وهجران ازبهشت را
 اززبان خودش  به صورت مصاحبه برایتان هدیه می کنم.
نامت چه بود؟ - آدم
فرزند؟ - من را نه مادري نه پدر بنويس اول يتيم عالم خلقت
محل تولد؟ - بهشت پاک
اينک محل سکونت؟ - زمين خاک
آن چيست بر گرده نهادي؟ - امانت است
قدت؟ - روزي چنان بلند که همسايه ي خدا اينک به قدر سايه ي بختم به روي خاک
اعضاي خانواده؟ - حواي خوب و پاک قابيل خشمناک ها بيل زير خاک
روز تولدت؟ - در روز جمعه اي به گمانم که روز عشق
رنگت؟ - اينک فقط سياه ز شرم چنان گناه
چشمت؟ - رنگي به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان
وزنت؟ - نه آن چنان سبک که پرم در هواي دوست نه آن چنان وزين که نشينم بر اين زمين
جنست؟ - نيمي مرا ز خاک نيم دگر خدا
شغلت؟ - در کار کشت اميدم به روي خاک
شاکي تو؟ - خدا
نام وکيل؟ - آن هم فقط خدا
جرمت؟ - يک سيب از درخت وسوسه
تنها همين؟ - همين!!!
حکمت؟ - تبعيد در زمين
همدست در گناه؟ - حواي آشن
ترسيده اي؟ - کمي
از چه؟ - که شوم من اسير خاک
آيا کسي به ملاقاتت آمده ست؟ - بلي
که؟ - گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟ - ديگر گلايه نه ولي . . .
ولي که چه؟ - حکمي چنين آن هم به يک گناه!!؟
دلتنگ گشته اي؟ - زياد
براي که؟ - تنها فقط خدا
آورده اي سند؟ - بلي
چه؟ - دو قطره اشک
داري تو ضامني؟ - بلي
چه کسی؟ - تنها کسم خدا
در آخرين دفاع؟ - مي خوانمش چنان که ا جابت کند دعا

والسلام
اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آذر1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله
سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام بر شیفتگان امامت و ولایت تسلیت باد.
عرفه روزنيايش و مناجات با معبود،عرفه کلاس خودسازي و تقوا و دانشگاه  رهپويان راه رسول الله است
حضرت امام صادق(ع) فرموده اند:"در عرفات به خطاهای خویش اعتراف کن و میثاق خودراباخداوند و وحدانیت اوتازه کن وبه او متقرب شو".
"عرفات"سرزمین بسیارمقدسی است که خداوندکریم،آنجارا برای ضیافت وپذیرایی ازمیهمانان خودمقرر فرموده است و سفره خاص انعام واکرامش رادردامن کوه رحمت گسترانیده واز میهمانانش دعوت به عمل آورده است که درساعت معین،همه باهم برگرد خوان نعمت بی دریغش بنشینند وازبحر مواج کرم ورحمت بی کرانش، به قدر ظرفیت واستعداد خویش برخوردارگردند.
در کتاب المراقبات ،جلد دوم صفحه 225 آمده است که:ازعظیم ترن گناهان آن است که کسی درعرفات حاضرشود وگمان کند که خدای تعالی اورانیامرزیده است".
عرفات ،سرزمین عشق است وشور،نوراست و سرور، توبه است وتقوا، ارتباط است و اتصال، درد است و درمان،خدای است وخدا و رحمت اوست که درانتظار رهپویان راه رسول الله است.
عرفات،عاشق دلسوخته می خواهد،عرفات،سالک بیداردل می طلبد.عرفات ،عارفه فرزانه می جوید،عرفات ،عابد مشتاق می خواهد،پس سزاواراست که"عاشقانه" و "عارفانه" به این سرزمین مقدس قدم بگذاریم وازاین دستورالعمل های اخلاقی وعرفانی توشه ای برگیریم ودر آنجا به کاربندیم.
میهمان  حق، در عرفه باخدایش صحبت ورازو نیاز می کند و درمناجات خود، شرح پریشان حالی ودرماندگی خودرا،یک به یک بیان می نماید.
بهترین اعمال در روز عرفه زیارت امام حسین علیه السلام می باشد چه ازراه دور وچه ازراه نزدیک.از امام صادق و امام کاظم (ع) نقل شده که: هرکسی که در روزعرفه به زیارت حسین (ع) رود،خداوند اورا دلشاد وخرم بازگرداند.
و باز فرموده اند: کسی که در روزعرفه امام حسین(ع) را زیارت کند و به آن حضرت شناخت داشته باشد،خداوند برای او پاداش هزار حج و هزار عمره وهزارغزوه درکنار پیامبر مرسل می نویسد . وهرکسی که نمی تواند به زیارت آنحضرت مشرف شود نیکوست که دعای روزعرفه و زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را بخواند.
زائران خانه خدا علاوه بر حضور درعرفات و خواندن دعای روزعرفه دراین روز برائت خودرا ازمشرکین و دشمنان کتاب خدا اعلام می نمایند.وباردیگر پیوند اتحاد و برادری خودرا با مسلمانان دیگر کشورها مستحکم ترمی نمایند.
زائران خانه خدا،باید از ظهر روزنهم تا غروب ،در سرزمین عرفات بمانند وهمین که غروب شد،ازآنجا به سوی مشعر الحرام-که تقریباً دوازده کیلومتری عرفات ودرمسیر مکه است-کوچ کنند.
 مشعر جایی است که حاجیان  در آن جا شب را به دعا و رازو نیاز و ناله و زاری به درگاه خداوند و مناجات با او می پردازند و چه روز و شب نیکوئی است عرفه و مشعر.
مشعر، نشانه شعور و درک انسان گسسته ازهوی و هوس هاست. مشعر مکان رازو نیاز زائران دلسوخته وپریشان است. در آنجا شیفتگان حضرت دوست ،با کنارگذاشتن خواب دنیوی،به شب زنده داری می پردازند وازروزهای سخت هجران ،لب به شکایت می گشایند.
در مشعر باید بیداربود.باید دقایق را غنیمت شمرد.هر لحظه لحظه این شب،گنجی است پر ارزش.خداوند متعال به داوود نبی وحی کرد که:"عجب ازکسی که دعوی محبت ما کند وچون شب درآید،پهلو بر بستر غفلت نهد.آیا چنین نیست که دوست،خلوت بادوست را،دوست دارد؟پس دوستان راباخواب چه کار؟!".خداوند در مشعر روبه سوی بنده اش می نماید و به او اجازه می دهد که وارد حرم او شود...بنابراین در آستانه رحمت الهی قرار می گیرد و نسیم رأفت اوبر بنده وزیده وبا اجازه دخول درحرم،سلطان وجود،خلعت قبول بر او پوشانده است.
و چه نیکوست که بندگان خوب خدا ، زائران حرم امن الهی با وقوف در عرفات و مشعر علاوه بر خودسازی و مناجات و رازو نیازبه درگاه خدا  مولای مهربان حضرت صاحب العصروالزمان عج را یادنمایند و برای فرجش دعاکنند.باشد که به مدد دعاهای زائران خداوند ظهور آن مولای عزیز را نزدیک و آسان گرداند .خوشا به حال زائرانی که درحرم دوست چشمانشان به سیمای دلنشین وچشمان نرگسی موعود مهربان عج ،یوسف فاطمه روشن و منورمی گردد .
به امید ظهور حضرت قائم (عج)
اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 آذر1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله

سلام برمهدی فاطمه عج

توطئه جديد در آمريكا ؛ ترساندن جهان از ايران و «مهدي منتظر»

اخیراًکتابی توسط یک نویسنده آمریکائی منتشرشده که نیت شوم دشمنان اسلام و امام مهدی عج را بیشترآشکارمی کند.

... اين كتاب تلاش مي كند زواياي جديدي از اهداف نظامي ايران و واقعي بودن تهديدات اين كشور را روشن سازد و بشريت را از يك «هولوكاست اتمي در شرف وقوع» نجات دهد ... خداوند فرستاده­اش مهدي را مي­فرستد تا وظيفه مهمي را به انجام برساند كه همانا تحميل نظامي جهاني است كه «آسمان»‌ ‌آن را اداره مي­كند ...

يك نويسنده آمريكايي لبناني الاصل در كتابي كه بتازگي در آمريكا منتشر كرد ، شعله­ور شدن آتش جنگ جهاني سوم را پيش­بيني كرد .

«آنتوني كايروز ــ Anthony Kairouz»‌ با ذكر اينكه طرفين درگير در اين جنگ «غرب ليبرال»‌ و «شرق اصولگراي متعصب» خواهند بود ايران را متهم كرده است كه تلاش مي كند نظامي جهاني و آسماني كه با «تعاليم مهدي منتظر»‌ اداره مي­شود را به جهان تحميل كند!

اين كتاب كه با عنوان «ايران اتمي ؛ مقدمه­اي براي جنگ جهاني سوم ــ Nuclear Iran: A Prelude to WWIII »‌ از سوي انتشارات آمريكايي «اودرهاوس»‌ منتشر شده است نسبت به خطر قريب الوقوع جنگ جهاني سوم هشدار داده است.

كايروز مدعي است كه در اين كتاب تلاش مي كند قضاياي بنيادين اجتماعي و ديني ايران را تحليل كند و اهداف منطقه­اي و بين المللي ايران را قابل ادراك نمايد.

وي مفاهيم ايدئولوژيك و ديني ايران را «اصولگرايي اسلامي»‌نام نهاده و بين اين اصولگرايي و پديده­هايي همچون «تروريسم»،‌ «‌تنفر»‌ و «خشونت فرهنگي»‌ رابطه برقرار نموده است.

كايروز مي­نويسد: «به رغم آنكه مجموعه­اي از دولتها تلاش مي­كنند از طريق جهاني­سازي ، سازمانهاي بين المللي و نظريه­ها و عملكرد­هاي دموكراتيك ، نظامي جهاني بسازند كه در آن جنگ به عنوان راه حل پايان دادن به منازعات سياسي و اقتصادي به رسميت شناخته نشده باشد، اما ايدئولو‍ژي هاي ديگري كه از پياده نظام اصولگرا ، متعصب و تروريست بهره­مندند مي­كوشند نظام جهاني جديدي بر پا كنند».

حمله به جمهوري اسلامي و عقيده مهدويت

اين كتاب ، بيش از آنكه تحليلي علمي و اجتماعي از اوضاع حال و آينده منطقه و جهان باشد حمله­اي تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب مي­شود .

پايگاه اودر­هاوس در معرفي اين كتاب نوشته است: « اين كتاب تلاش مي­كند زواياي جديدي از اهداف نظامي ايران و واقعي بودن تهديدات اين كشور را روشن سازد و بشريت را از يك «هولوكاست اتمي در شرف وقوع» نجات دهد! اين كار از طريق تمركز بر منافع و استراتژي ايران صورت مي­گيرد ؛ استراتژي­اي كه ساخت يك نظام جهاني جديد تحت نظارت و ارشاد ايران شيعه را هدف گرفته است».

آنتوني كايروز ، درگيري ايران با غرب را يك برخورد ديني و فرهنگي مي­داند كه اينك در «مجموعه­­هايي از اصولگرايان كه عقايد ايران را دنبال مي­كنند»‌ تجلي يافته است و مفاد اين عقايد اين است كه :‌ «خداوند فرستاده­اش مهدي را مي­فرستد تا وظيفه مهمي را به انجام برساند كه همانا تحميل نظامي جهاني است كه «آسمان»‌ ‌آن را اداره مي­كند».

وي به گزارشي كه همين ماه از سوي «مركز بررسي­هاي استراتژيك و بين المللي»‌ - كه يك سازمان پژوهشي با نفوذ آمريكايي در آمريكا محسوب مي­شود- منتشر شده است نيز اشاره كرده است. در اين گزارش سناريو­هاي محتمل جنگ در منطقه خاورميانه بررسي شده است. اين سناريوها با توجه به شدت گرفتن تيرگي روابط بين ايران از يك سو و آمريكا و اسرائيل از سوي ديگر ، احتمال داده اند كه در صورت بروز درگيري ، جنگ به كشورهاي ديگر منطقه مثل مصر ، سوريه و دول خليج فارس نيز كشيده شود.

لازم به ذكر است كه آنتوني كايروز يك آمريكايي لبناني الاصل است كه دكتراي علوم سياسي دارد و كتاب «لبنان ؛ دموكراسي متولد شده در رنج»‌ نيز بزودي از او منتشر خواهد شد.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 23 آذر1386 توسط چشم انتظار باران


 
 بسم الله


اول ذوالحجه، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س)
و حضرت علي (ع) برآقا امام زمان ج و مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری و ملت ایران و همه جوانان مبارک باد

 ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.
 
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

 

 پيشنهاد به علي (ع):

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاه داشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه و آله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان  مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

 

افكار خفته بيدار مي شود:

اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.

علي (ع) اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج  وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست كه اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.

 

علي (ع) به خواستگاري مي رود:

اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريكه دست از كار كشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصي است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، كيست كه نديده درباره اش چنين داوري مي كني؟

فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.

ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز كرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي كه از اظهار آن خجالت مي كشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش كه تمام خواسته هايت قبول مي شود.

عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت و تأديب من كوشش نمودي و به بركت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اكنون موقع آن شده كه براي خود همسري انتخاب كنم و تشكيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بكاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست (2).

 

توافق:

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل و عيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!

عرض كرد: آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوش زبان بوده ايد.

فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي (3).

 

خطبه عقد:

پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.

علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.

پيغمبر (ص) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.

علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.

مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟

رسول خدا پاسخ داد: آري. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.

 

مذاكره عروسي:

علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.

روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.

علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.

ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.

پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.

وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.

عرض كرد: آري يا رسول الله.

فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.

سپس به همسرانش فرمود: اطاقي را براي فاطمه فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).

 

 (1)ذخائر العقبي ص 26.

 (2)بحار الانوار ج 43 ص 127 ذخائر العقبي ص 29

 (3)بحار الانوار ج 43 ص 127

 (4)بحار الانوار ج 43 ص 130 ـ 132

 (5)مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 349

 (6)بحار الانوار ج 43 ص 6 و 7

برگرفته از كتاب بانوي نمونه اسلام تأليف ابراهيم اميني.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 آذر1386 توسط چشم انتظار باران
بسم الله
می مانم
می مانی
می ماند
میروم
می روی
می رود
می آیم
می آیی
می آید.....؟!!!!

چقدر سکوت؟....
چقدر انتظار؟....
چقدر لحظه های بیقراری من و تو؟....
چقدرجمعه های بی شکیب....
چقدر سالهای انتظار...
کجاست یار آشنای من ؟...
نیامدی و بی تو این دل غمگین را آرامی نیست!
نمی آیی و من بی تو هرجمعه بیقرارترم!
می ایی اما چه وقت؟شاید این چشمان لیاقت دیدن چهره دلربای تورا ندارند!

آمدی!اما چراندیدمت؟ چه شد مرا که یار خوبروی آشنا را نبینمش؟
به من بگو سوارسبزپوش آدینه های بیقراری ام...
بگو کدام لحظه من بدون یاد روی تو سکوت کرده ام؟!
چه شد مرا که نشنوم صدای آشنای تو؟
مگو که لحظه ای دلم هوای جمکران تو نمی کند؟!
ویا مگردعای من زهجر روی تو دگر اثر نمی کند؟
مباد لحظه ای مرا که رهبرم مرا دعا نمی کند!
تورا چه می شود مگر دعااثر نمی کند؟!
مگر گرفته این دلم غبار جمعه های سرد و سخت
بیا و بگذر از پس غبار انتظار سبز

مولای من!مهدی جان!عاشقان بهار رادرنگاه نگران نرگس به دلتنگیهای شقایق می بینند.
ومن زیبایی بهار انتظار را درفروغ چشمان نرگسی تو به نظاره نشسته ام.
گویند ضریح چشمان زیبایت معجزه می کند!
ای کاش که من این ادینه زائر چشمان نرگسی تو باشم!
پس نگاهت را ازمن بر ندار!
تو خوب می دانی که مات و مبهوت چشمانت می شوم!
بنگر مولای من!هرجمعه که می رسد میهمانان این خانه گلهای باران زده ای هستند

که میایند
و به یمن باران رحمت خداوشما آنقدر بارانی می شوند که

من هر بار رنگین کمانی از عشق را میبینم
که پس از باران اینجا آغاز میشود.
چه سبر و زیبا خواهد بود وقتیکه آن لحظه بارانی چشم من و تو فرا برسد
منتظرت در جاده های بهاری انتظار
خواهم ماند و بدان همچون گذشته
دوستت دارم
سلام بر ادینه سبز
سلام بر عطر نماز و نیازهای نیلوفری
سلام برباران عاطفه و استقامت و ایثار
سلام بر بغض ناتمام حنجره های بیقرار
سلام بر عشق
امید
انتظار
دیدن روی یار
سلام بر مهدی صاحب الزمان عج
اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ جمعه 16 آذر1386 توسط چشم انتظار باران

بسم الله
"لبيک"چه معنايي دارد؟واژه"لبيک"در لغت، به معناي اجابت است.به معناي اطاعت و سربه فرماني است، امادر اصطلاح،پس ازتعدي اشغالگران آمريکايي به عتبات درکربلا و نجف، بافراخوان حزب الله، بيش ازنيم ميليون نفرکفن پوشان درميدان مرکزي بيروت تجمع کردند...و آنگاه دليرمرد غيرت و حماسه،"سيد حسن نصرالله"اين سخن و شعار راچنين بيان نمود:
"لبيک يا حسين"
نَحن ُ سَوفَ نَبقي هُنا، ما اينجا خواهيم ماند،
وسَوفَ يَبقي نِدائُنا، ونداي ماحواهد ماند،
أن يَفهَمَهُ الامرِکيّين، که آمريکاييها آنرا بفهمند،
أمرِکيّيون لا يَعرِفون ماذايعني"لبيّک َ يا حُسَين"، آمريکاييها نمي دانند لبيک ياحسين يعني چه!
"لَبّيک َ يا حُسَين"يَعني أنَّکَ تَکونُ حاضِراً في المَعرَکَة، لبيک يا حسين يعني اينکه درمعرکه جنگ حاضرباشي،
وَلو کُنتَ وَحدَه، هرچند تنها باشي،
وَلو تَرَکَکَ النّاس، وهرچند مردم تورا رها کرده باشند،
وَاتَّهَمَکَ النّاس، وتورا متهم کرده باشند،
وَخَذَلَکَ النّاس، وتورا تنها گذاشته باشند،
"لبّيکَ يا حُسَين"يَعني أن تَکونَ أنتَ ومالُکَ وَأهلُکَوَأولادُکَ في هذه المَعرَکة، لبيک ياحسين يعني تو ومالت و زن و فرزندانت دراين معرکه جنگ باشيد،
"لبّيکَ يا حُسَين"يَعني أن تَدفَعَ الاُمُّ بِوَلَدِها لِيُقاتل، لبيک ياحسين يعني مادر، فرزندش رابه ميدان جنگ بفرستد،
فَأذا استُشهِدَواهتُزَّرأسُه وَاُلقيَ بِهِ إلي اُمِّهِ،  وهنگامي که فرزندش شهيد شد و سرش بريده شد و به سوي مادرش انداخته شد،
فوَضعتهُ في حِجرِها وَمَسَحَ الدَّمَ والتُّرابَ عن وَجهِهِ وَقالَت لَهُ راضيَةً مُحتَسِبَةً بَيَّضَ اللّهُ وَجهَکَ يابُنَيَّ کَما بَيَّضتَ وَجهي عِندَ فاطِمَةَ الزَّهراءِ يَومَ القسامَة، مادرش آنرا به خانه برده، خاک و خون راازآن پاک کرده و به او بگويد:از تو راضي هستم!خداوند روسفيدت کند همانطور که مرا در روز قيامت و نزد فاطمه زهرا(س) روسفيدکردي!
هذا يَعني"لَبَّيکَ يا حُسَين"، اين است معناي لبيک يا حسين،
"لَبَّيکَ يا حُسَين"يَعني أن تأتي الاُمُّ وَالاُختُ وَالزّوجَة لِتُلبِسَزوجَهاأوأخاهاأوإبنَهاجامةَالحَرب وتَدفَعُه إلي الجِهاد، لبيک ياحسين يعني مادر و خواهر و زن مي آيد تا شوهر يا برادر يا فرزندش رالباس رزم بپوشاند واورا راهي ميدان جنگ کند،
"لَبَّيکَ يا حُسَين"يَعني أن تُقَدِّمَ زَينَبُ لأخيها الحُسَين جَوازَ المَنيَّةِ والشَّهادة،هذا يَعني"لَبَّيکَ يا حُسَين"،لبيک يا حسين يعني زينب،جواز مرگ و شهادت را به برادرش حسين تقديم کند،اين يعني لبيک ياحسين،
وَبِهِنَختُم لِيَسمَعَهُ العالم،   وبا اين کلام سخن راخاتمه مي دهيم تاجهانيان آنرا بشنوند،
العَمَل إذااحتاجوا الينا في ساحةٍاُخري،  هرجاي دنيا که به ما نيازباشد ما حاضريم،
لَن نکونَ حَمَلَةَالأکفانِ فَقَط وَإنَّما سَنَکونُ حَمَلَةَالأکفانِ وَالسِّلاح،و اينگونه نيست که فقط کفن پوش باشيم بلکه ما کفن پوش و سلاح به دست خواهيم بود،
وَالختام "لَبَّيکَ يا حُسَين"،ودرپايان اينکه لبيک يا حسين... .
وبالاخره اينکه لبيک ياحسين(ع) يعني لبيک يامهدي (عج) يعني پادر رکاب،سر برقدم آن عزيز نهادن واهداف و راه اورا پيمودن وباجان و دل،فرمان اورااجابت کردن و همه هستي رافداي اوکردن:
"بِأبِي أنتُم وَاُمِّي وَنَفسِي وَاهلِي وَمَالِي و..."
اللهُمَ عَجِل لِوليّکَ الفَرَجِ

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 10 آذر1386 توسط چشم انتظار باران

بسم الله

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

میلاد امام رئوف ،هشتمین ستاره پرفروغ آسمان امامت و ولایت

براقا امام زمان عج ومقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری

و همه عاشقان و شیفتگان امامت و ولایت وشما دوستان عزیز

مبارک باد.

حرف اول:شعری از شاعرارجمند علیرضا قزوه

برای موعود مهربان نوشته اند باتشکرازایشان

مولاي من سلام !

 

من اين پيام را

براي سايت شما مي‌فرستم:

مولاي من!سلام

اگر قرار شد که بياييد

کافي‌ست شماره‌هاي يازده رقمي مان را

که عنقريب دوازده رقمي خواهد شد

همراه داشته باشيد

و يادتان باشد

که ما فقط تا ساعت ده شب بيداريم!

 حرف دوم: سلام بر امام رضا

 

يا امام رضا!

گلدسته و صحن و سرات،باغ دل و بهشت ماست

پروازباکبوترات،آرزوی فرشته هاست

من آب سقاخونتو،به آب زمزم نمی دم

کنج نقاره خونتو،به هردوعالم نمی دم

*********************************

 

یا امام رضا!

میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه

میشه قلب من و مثل گنبدت طلاکنی

دوست دارم تو ایون مقصوره ازصبح تاغروب

من باتو صفا کنم توهم منو دعا کنی

حسرت زیارت جدتو مونده بردلم

چی میشه اگه منو راهی کربلا کنی

یاعلی موسی الرضا میشه به من نگاه کنی

اون قده رضا بگم تادردمو دواکنی

 

*************************************

قربون کبوترای حرمت امام رضا

قربون لطف و عطا و کرمت امام رضا

آقاجون از روزی که با تو من آشنا شدم

مورد رحمت باعنایت خداشدم

گفته ای هرکی بیاد به دیدنم

من می آم سه جا بهش سرمی زنم

منم امشب به زیارتت آقاجون اومدم

به امیدی  درخونت یارضاجون اومدم

دل عاشقات برات پرمیزنه

گدارو ببین داره درمیزنه

اونقده درمیزنم این خونه رو

تاببینم روی صاحب خونه رو

اومدم تا عقده دل واکنم

اومدم اینجا تورو پیداکنم

رضا رضا   رضا رضا

 

اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ جمعه 2 آذر1386 توسط چشم انتظار باران
Blog Skin