به نام خدا
سلام بر مهدی فاطمه عج

غم یار
گفتم غم تو دارم،گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو،گفتا: اگر برآید
گفتم که شرط آن چیست تا روی تو بینم
گفتا:گناه کم کن،تا حاجتت برآید
.گفتم ز جور ایام بر لب رسیده جانم
گفتا:اگر من آیم این غصه هم سر آید
گفتم که صبح جمعه با صد امید آیم
گفتا:تو ندبه خوان باش،من نیز کم کم آیم
.گفتم که شام جمعه،می خوانم ال یاسین
گفتا:مداومت کن تا دوریم سرآید
.گفتم چه شرط باشد در محفلم تو آیی؟
گفتا:تو از عمو خواه،من پا برهنه آیم
.گفتم ز هجر رویت بی تاب گشته ام من
گفتا:نما دعایم،تا هجر من سرآید
.الهم عجل لولیک الفرج
به نام خدا
سلام بر مهدي فاطمه عج
مولاجان! اجرك الله
مولاجان در سالروز تخريب بقيع شريف و پاك پدر ان بزرگوارتان
مارا هم در اين مصيبت عظمي شريك غم خود بدانيد.
اميد آنكه با حضور شما مولاي مهربان ريشه همه
دشمنان اسلام و اهلبيت
برچيده شود و در سراسر جهان صلح و دوستي و صفا و عدالت
بدون از دشمني برقرار گردد.
به اميد آنروز
به نام خدا
آيينه و آب ، مهرباني كردند
باجنگل عشق،همزباني كردند
شب را زحريم باغ گل تاراندند
تشريف سپيده را،جهاني كردند!
با آمدن بهمن، ارام آرام، سرماي دير! سال ستم گريخت و رودخانه هاي خروشان اعتراض از خيابان هاي طويل انقلاب به ميدان ازادي رسيد."شاه رفت" و فرشته نجات ملت، مشرب روح الهي اش را همچون مشتي محكم به دهان دولت كوبيد، تا به پشتوانه مردم،جمهوري گل محمدي را به جهان هديه كند، و گلخانه ارزش هاي اسلامي را بر بام ايران بنا كند.
ما در شعاع نوراني نام او، به آفتاب ولايت ايمان آورديم، ودر روشنايي كلامش ، پس كوچه هاي نمور دلمان راجلا داديم.نفسش عطر عاشورايي قيام حسين(ع) را ، در كشورمان پراكند، و نگاهش نفوذ نگاه هاي پيامبر (ص) را،به خاطر آورد.
وقتي بر دامان بهشت زهرا نشست، همه گل ها به احترام او در همخواني مشت هاي گره كرده و حنجره هاي ملتهب،سرود "خميني اي امام" را فرياد كردند، ويك بار ديگر سرنوشت محتوم اين قوم، پوست تركاند، ودر معيت او به دروازه هاي گشوده رحمت الاهي گام نهاد.
او عطر آسماني شهادت را، بر جوانه هاي نورس انقلاب پاشيد، و باورهاي بالغ را، تا آن سوي فطرت خاك برد. او دست جويبارهاي مستعد را گرفت، و سمت ابدي دريا را نشان داد. او تكليف ابرهاي سترون را به جرقه كبريت يقين روشن كرد، و خورشيد بي غروب آسمان ابي ولايت شد.
به نام خدا
تقديم به شما دوست گرامي حسيني و عاشورايي :
ارسالی توسط:آقا محسن صاحب وبلاگ معرفت
نشانی وبلاگ:وبلاگ معرفت
ازآب هم مضايقه کردند کوفيان ... خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بسيار گريست تا که بي تاب شد آب ... خون ريخت ز ديدگان و خوناب شد آب
از شدت تشنه کامي ات اي سقا ... آن روز زشرم روي تو آب شد آب
آب شرمنده ي ايثار علمدار تو شد ... که چرا تشنه از او اينهمه بي باک گذشت
بود لب تشنه لبهاي تو صد رود فرات ... رود بي تاب کنار تو عطشناک گذشت
بر تو بستند اگر آب سواران سراب ... دشت دريا شد و آب از سر افلاک گذشت
آب : رمز طلب و تشنگي و الگوي عطشهاي حيات بخش است و آنان که از آب هم استغنا و بي نيازي نشان مي دهند و تشنگي را طالبند به آب حيات و سيرابي جان مي رسند.
شهادت تشنه لبان كربلا را در روز عاشورا را به تمام حسينيان و عاشوراييان تسليت و تعزيت عرض مي نمايم .
التماس دعا
عرض سلام دارم خدمت همه دوستان عزيز
عظم الله اجورنا واجوركم
با تشكر از برادر گرامی حسين شاهد خطیبی
يا علمدار كربلا
بسم الله الرحمن الرحیم
کاروان عشق و ایثار
بار دیگر شمیم دل انگیز یار دل را می برد تا مسیر دلدار
بهار محرم،فصل رویش جوانه های غم و اندوه رسید.
یاران!
باید زمین را در قدومش مفروش دلهای محزون کرد.
باید دستهایمان را غمگنانه بر سینه بفشاریم، اشکهایمان را مرهم سینه ها سازیم.
ای عزیز غمدار، آهسته گام بردار، آرام اشک بریز.دلت را کشان کشان به رمل صحرای عشق ببر، به جائی که نسیمش، هوایش بوی حسین علیه السلام می دهد.
روانه شو به سوی نینوای حسین علیه السلام.
کاروان عشق خرامان خرامان به صحرای تفتیده نینوا نزدیک می شود.
خورشید کاروان ستارگان دلربائی به همراه دارد.
نینوا،مهبط قدمهائی است که عرشیان رشک پایبوسی آن را دارند.
بوی عطر مصطفی صل الله علیه و آله،علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها و حسن و حسین علیه السلام می آید.
زینب (س) خسته از غمها و هجرانها می آید.
عباس (قمر بنی هاشم) علمدار قافله همچون ماهی درخشان، در قلب یاران حسین
می درخشد.
علی اکبر سیمای پیامبر صل الله علیه و آله را جلوه گر است.
سجاد علیه السلام هق هق حسین علیه السلام را در سینه اش ثبت می کند، تا در تنهایی روزهای بعد از حسین قافله را رهنما باشد، و شاهدی باشد بر آلام و مصائب روزهائی پر از مصیبت و رنج!
ای عزیز غمگین! باید سفر کنی،سیر ملکوتی. باید حقارت دنیا زدگی را وانهاد و به جستجوی بزرگی آزاده پرداخت.
محرم یاد آور انسانهائی است که در صحرای ابتلائات، پایکوبان، زیر بلای عشق رفتند
و
به " فَاَ فوزِاً فوزاً عظیماً " رسیدند.


.jpg)