به نام خدا
باتشکر از دوست خوبم که این نوشته را ارسال کرده باهم می خوانیم:
سلام بر مهدی فاطمه عج
هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار قاصدکي
مي نشينم كه قرار است خبر گامهاي تو را براي من بياورد، گامهاي استوار و
دستهاي سبزت را.

اگر بيايي، چشمهايم را سنگفرش راهت خواهم كرد.
تو مي آيي و در هر قدم، شاخه اي از عاطفه خواهي كاشت و قاصدکي را آزاد
خواهي كرد.
تو مي آيي و روي هر درخت پر شكوه لانه اي از اميد براي كبوتران غريب
خواهي ساخت.
تو مي آيي در حالي كه دستهايت پر از گلهاي نرگس است.
تو دل سرد يكايك ما
را با نواهاي گرمت آفتابي مي کني و كعبه عشق را در آنها بنا خواهي كرد.
تو مي آيي و دست نوازش بر سر ميخك هايي خواهي كشيد كه باد كمرشان را خم
كرده است. تو حتي بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهرباني خواهي زد.
تو مي آيي و با آمدنت خون طراوت و زندگي در رگهاي صبح جريان پيدا خواهد
كرد.
تو مي آيي اي پسر فاطمه، يوسف زهرا يا مهدي. به اميد آن روز.
الهم عجل لولیک الفرج
به نام خدا
سلام بر مهدی فاطمه عج

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید
الهم عجل لولیک الفرج
**********************
به نام خدا
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عج
کویر وجودم در انتظار باران ظهور است.!
ای مهربانترین!
کویر وجودم در انتظار باران ظهور توست و برکه کوچک
هستی ام به نظاره دریای ظهورت.جان خسته ام را تنها
تو ویاد تو به دیار قرار می رساند.
ای آفتاب پنهان! نوحه نوح (ع) از غم فراق تو بود و کشتی
او با دعای تو به ساحل سلامت رسید.تو رهاننده ابراهیم
(ع) از آتش نمرودیان و شکافنده رود نیل بر موسی (ع)
و رساننده او به ساحل سلامت بودی.
این نام تو بود که مناجات شبانه یونس (ع) را در تاریکی
دریا به نور اجابت منور ساخت.
تو زمزمه کودکانه یوسف (ع) در دل چاه بودی و بوی
پیراهن یوسف تنها ذره ای از عطر وجود نازنین توست.
تو همان دم مسیحایی! تو روح عیسایی! ای تو جان عالم!
زمین از تو جان می گیرد و سرسبزی خود را باز می
یابد.خورشید از تو نور می گیرد.
تو مهر حبیب خدایی!تو خلاصه محمد (ص) و علی(ع)
هستی و با ظهور تو زحمات انبیا
و ائمه (ع) به نتیجه می رسد.
امروز چشمانم برای آمدنت و برای ارمغانهای سبز و
بهاری ات به انتظار نشسته اند و لحظه ها را به امید
دیدن چهره تابناکت یک به یک سپری می کنند.
به امید روزی که ترنّم باران وجودت و ندای سبز
أنا المهدی تو گوش دلهامان را بنوازد و روح پاییزی ما را
چون بهار سبز گرداند.
*{...
جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقاً}*
خوشا ظهور تو
مهدی (عج)که از شمیم کلامتنهال وعده
پیغمبران به بار آیدبیا که
عیسی پشت سرت نماز گزاردبیا که
خضر به پیش تو پرده دار بیاید
الهم عجل لولیک الفرج
***
******************************به نام خدا
سلام بر مهدی فاطمه عج
یاد و خاطره شاعر سفر کرده و مداح اهلبیت (ع) و چشم انتظار موعود مهربان "حاج محمدرضا آغاسی"
(عج) بخیر.



.jpg)